تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه فرهاد ميرزا ( فارسى ) — صفحة 305

مساهمون:

ص٣٠٥
در شمال مشرق واقع شده است و خانه‌ها در دامنهء كوه اتفاق افتاده است . سه هزار و ششصد خانه و كسرىست . پانصد خانوار آن ارمنى است و سه هزار و يك صد خانوار مسلمان است كه يك ثلث او شيعه و دو ثلث آن سنى است . محلهء شيعه ، ارمنى و سنى از يكديگر مفروز است . هرچه پايين رودخانه است خانه‌هاى ارمنى است . پخل‌نيك شهر تازه آمده است ، از اهل روس است مسمى به بوغده‌نوسكى - يعنى خداداده ، به تركى تارى و يردى است . بوغ با واو مشبعه در زبان روسى يعنى خدا - مشاراليه مرد خوش‌سيمائى به‌نظر آمد . با تجار و اعيان شهر به استقبال آمده براى ما خانه معين كرده بودند ، مىگفت : « ديروز هم تمام مردم به استقبال آمده بودند و خيلى منتظر شدند شما تشريف نياورديد . » مترجم او شير على بيك ، نايب شهر است كه روس‌ها به خانواده پدرش اميرجانوف مىگويند . اصل مشاراليه از قريهء « داريان » 167 تبريز است كه همراه « جعفر قلى خان دنبلى » 168 بوده‌اند و از آن وقت در شكى مسكن دارند و اصلشان شيعه است . شب ، آخوند « ملا زين العابدين خويى » 169 كه حاكم شرع اين ولايت است به ديدن آمده بودند . آخوند از اهل كمال است . سى و پنج سال است در شكى توطن كرده است . صاحب عيال و علاقه شده ، به كار شيعه‌ها مىآيد . در معنى ملا و مجتهد آن‌ها است . بعد ، اسكندر خان پسر كلبعليخان دنبلى كه دخترزادهء جعفر قليخان دنبلى است با لباس نظام به ديدن آمد . مشاراليه بولگونيك است و در فوج خاصهء امپراطورى منصب دارد . افسوس مىخورد كه : « چرا فردا مىرويد و چند روز اين‌جا تشريف نداريد . » گفتم : « چون وعدهء واپور نزديك است نمىتوان مكث كرد و الا خيلى دلم مىخواست كه در شكى چند روز بمانم . » از آخوند ملا زين العابدين پرسيدم : « نوخو چه لفظ است ؟ » گفت : « اسم قديم اين شهر است و در نسبت ، در كتاب‌ها نخوى نوشته‌اند . شكى اسم ولايت است و نوخو پايتخت آن‌جا است . » اين حرف به‌نظر صحيح آمد ، چنانچه شروان هم اسم ولايت است و شماخى پايتخت آن‌جا است .

روز شنبه بيست و يكم شهر صفر :

صبحى ، به تماشاى عمارت محمد حسن خان ، برادر بزرگ سليم خان رفتم كه شاه شهيد آقا محمد خان او را كور كرده بود . جناب گينيازمريسكى از تخته‌پوش سقف عمارت او خيلى تعريف مىكردند كه كار نجّاران ايران است و حالا در اين صفحات نمىتوانند درست بكنند . از خانه كه براى ما معين كرده بودند تا آن‌جا به قدر نيم ساعت مسافت بود . در مشرقى شهر در دامنهء كوه در ميان قلعهء قديم است كه حسين خان شكى پدر محمد حسن خان و سليم خان ساخته است . اكنون در آن قلعه به‌جز قشون دولتى و حاكم و من تبع او كسى ديگر نمىنشيند . عمارت محمد حسن خان جاى خوبى است . باغچهء خوبى دارد . سقف تالار وسط او آلت‌برى نجارى