تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه فرهاد ميرزا ( فارسى ) — صفحة 301

مساهمون:

ص٣٠١
تغارى بيست پوت است و در كنار ارس هر تغارى پانزده پوت است . بلكان قريه معتبرى است . تمام لگزى 165 هستند . در شرقى آن‌جا رودخانهء بلكان مىگذرد كه مسيل تازه دارد كه به قدر يك ورس مىشود . شش ورس كه از بلوك بلكان گذشتيم بلوك كاديخ - با دال مهمله بر وزن تاريخ - كه به اسم قريهء كاديخ معروف است . در اين قريه به قدر چهار ورس محاذى راه ديوار سنگ و آهك است كه ارتفاع بعضى جا به قدر چهار ذرع و قطر طرف زمين به قدر يك ذرع و نيم است كه قبل از تسلط لگزى به آن ولايت ، گرجىها ساخته بودند . يك‌طرف او كوه و يك‌طرف همان ديوار است كه آن ديوار به رودخانهء كاديخ كه از طرف مشرق آن‌جا جارى است منتهى مىشود و دروازهء او بالفعل به‌جاى خود است . مسافت ديوار تا كوه بعضىجا به قدر يك ورس است و بعضىجا كم‌تر است كه در قديم باغستان و آبادى در ميان قلعه و كوه بوده است . در بعضىجا چار برجىهاى مربع از سنگ و كچ باقى است . اكنون اغلب‌جا ، آن ديوار قديم را ديوار باغ كرده‌اند . از آن‌جا كه مىگذرى بلوك جار است كه از كنار راه تا قله كوه برفى است . به طرف راه ارتفاع اراضى چنان مىنمايد كه سنگر دستى است . در نزديكى زاكات‌آلى تمام مىشود . قريه زاكات‌آلى را چهل و پنج سال قبل « نيكولاى » امپراطور ماضى بنا نهاده . نظام و توپ آن‌جا است . اين‌جا هم يكى از مواضعى است كه بحبوحهء لگزى است ، در معنى ، زاكاتلا است كه در ميان تلا و جار است . تلا در لغت لگزى جاى گشاده را مىگويند كه در ميان جنگل بيشه باشد . لگزى طايفهء رشيد معتبرى بوده كه تمام داغستان و آن صفحات را صاحب بوده‌اند و عوام لزگى به تقديم زاء معجمه به كاف فارسى مىگويند . اهالى اين صفحات گرجى بوده‌اند كه در تحت اختيار اعيان لگزى حكم عبيد و آماء داشتند . پس از آن‌كه اعليحضرت امپراطور تمام طوايف روسيه را آزاد كرد كه اعيان روس هم اختيار در اين كار نداشته باشند ، اين گرجىها هم آزاد شدند ولى باز براى لگزىها زراعت مىكنند و زكات مىدهند كه به حساب آن‌ها عشر باشد . طرف شمال و شمال شرق زاكات‌آلى جار است و طرف جنوب و جنوب مشرق اوتلا - به فتح تاء مثناة فوقيه بر وزن بلا - است . در تاريخ جهانگشاى نادرى ميرزا مهدى خان 166 نوشته : « لگزيان جار و تله ، همين جار و تلا است » ولى اغلب واو فاصله ميان دو كلمه را كه واو عاطفه است و او جزو كلمه دانسته واو ساكن خوانده‌اند كه جاروتله را يك لفظ مىدانند . حال آنكه چنين نيست ، جار و تلا دو مكان است واو ، [ واو ] مفتوح عاطفه است كه بين الكلمتين واقع شده است . اهل جار تمام لگزى است و اهل زاكات‌آلى ارمنى و گرجى است . از لاگودخى تا نوخو « 1 » كه شكى باشد در همه دهات كه در دامنهء كوه است انار و انجير به عمل مىآيد . هوايش در
هامش
( 1 ) متن : تخو .