تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه فرهاد ميرزا ( فارسى ) — صفحة 292

مساهمون:

ص٢٩٢
مىكنند . شش سال است كه دوبار او را منتخب كرده‌اند . در ماه مى سنهء يك هزار و هشتصد و هفتاد و شش باز اول مجلس انتخاب است . به مشاراليه گفتم : « با اين حساب خلق كه شما داريد باز در اين سال و سال‌هاى ديگر شما را انتخاب خواهند كرد . » گفت : « پير شده‌ام ، خسته شده‌ام و در نظام خيلى صدمه كشيده‌ام كه پير شده‌ام . » وقت برخاستن گفتم : « زحمت نباشد سلام مرا به نجباى تفليس خواهيد رسانيد كه از اين تهنيت ايشان كه شما را فرستادند خيلى ممنون شدم . البته آدم نجيب و اصيل قدر نجبا و اعيان را زيادتر از ديگران مىداند . » خيلى تشكر كرده رفت . پس از آن گورناطور بادكوبه آمده بود ، خيلى اظهار تأسف مىنمود كه من در بادكوبه نيستم . همراه شما قون‌دوقتور روانه خواهد شد . اگر مىفرماييد من هم يكى از اهالى بادكوبه را بفرستم . » گفتم : « همان‌قدر آن قون‌دوقتور كه تعيين مىشود تركى بداند كافى است كه در راه اگر لازم شد بتواند از عهدهء جواب ، كم و بيش برآيد . » احوال شاهزاده خانم را پرسيد ، گفت : « من عادت مشرق‌زمين را مىدانم كه نبايد احوال عيال كسى را پرسيد ، چون شما به من التفات داريد از آن‌جهت گستاخى مىكنم كه انشاء الله كسالت نداشته باشند . » گفتم : « من فاميلى - يعنى يك خانواده و اهل بيت - شما را از خود مىدانم . ايشان هم هميشه احوال سلامتى شما را و خانم را جويا هستند . » چون سه بار زحمت كشيده به ديدن آمده بود ، بعد از نهار به بازديد مشاراليه رفته قرار داد كه فردا زحمت كشيده بيايند و تفصيل منازل عرض راه را معلوم بكند كه يازده شبه در كجا توقف بشود . چون استخاره از راه نوخو ، اين آيه آمد ؛
« قالَ إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتانِيَ الْكِتابَ وَ جَعَلَنِي نَبِيًّا وَ جَعَلَنِي مُبارَكاً أَيْنَ ما كُنْتُ »
از آن‌جهت از آن راه مصمم شديم . گورناطور مىگفت : « بعضى منزل‌ها خوب نيست . » گفتم : « يك شب هرطور باشد مىگذرد . » بعد از آن‌كه به منزل آمديم موسيو ولير فرانسه كه در خدمت نواب والاحضرت جانشين عارض عرايض است به آخوندوف گفته بود « ميل دارم فلانى را به‌بينم . » گفتم : « پس از آن‌كه او ميل داشته باشد البته من هم مايل هستم كه اشخاص اين ولايت را به قدر مقدور بشناسم . » آخوندوف او را اعلام كرده بود ، به ديدن آمد . اصل او [ از ] فرانسه است و داماد « حسن بيك آقا لروف قراباغى » است كه منصب جنرال مايورى دارد . مرد خليق و خوش محاوره‌اى است . از احوال مكه و مدينه و احرام و مناسك حج جويا مىشد . به قدر نيم ساعت نشسته رفتند . پس از آن ميرزا محمد على بيك كاشى كه قرار كار كالسكه و تران‌تاس و غيره را مىداد
سفرنامه فرهاد ميرزا ( فارسى ) — صفحة 292 | غلام رضا طباطبايى مجد / فرهاد ميرزا