ساعت صحبت داشته و همهجا را نشان بدهند . معلوم است همه را به ميل خاطر حركت كردهاند . »
عصرى با ميرزا اسد الله خان سوار شده به باغ مرحوم آقا مير فتاح رفتيم كه حالا مال دولت شده است و براى تماشاى عموم مردم است . نيم ساعت به غروب مانده برگشتيم .
تفصيل قشون از اين قرار است كه : « در هذه السنهء يك هزار و هشتصد و هفتاد و شش مسيحى حكم امپراطور است كه تمام افراد مردم از نجيب و نانجيب ، غنى و فقير از سن بيست و يك سالگى بايد در رديف قشون باشند و پنج سال در سربازخانه مانده مشق بكنند و سفر بكنند .
بعد از پنج سال ديگر كه وعده تمام شد ، مرخص خانه مىشوند . تا هفت سال ديگر كه در خانه است اگر جنگى واقع شد باز بايد حاضر خدمت باشد كه تا سن سى و دو جزو نظام است . بعد از انقضاى مدت سى و دو سال ديگر معاف است .
مسلمانان و اهل قرم از اين كار كمال تحاشى دارند . اهل قفقاز و قراباغ را از اين حكم بنا به مصلحت ، تا بيست و پنج سال معاف فرمودهاند كه بعد از بيست و پنج سال اين حكم مجرى خواهد شد ، تا تقدير الهى چه باشد .
امروز احمال و اثقال سنگين كه در پوتى مانده بود و به كمپانى داده [ تا ] از عقب برسانند با آدمها وارد شدند . شب براى ضرورت كه در ساك باز شد معلوم شد كه ساك بزرگ را از پهلو شكافته و ساك كوچك را شكافته ، نشان كوچك تمثال همايون را كه الماس برليان بود و نشان طلاى مدال « پاپپيوس نهم » را كه در كردستان به يادگار فرستاده بود كه يك طرف او شكل حضرت دانيال 151 عليه السلام است كه به شيرخانه انداختند و حركت در ميان آنها ايستاده است ، و يك طرف صورت خود پاپپيوس است با اسباب ديگر و از ساك بزرگ هم بعضى از اسبابهاى ارمغانى را دزديدهاند . آنچه معلوم شد ، در آن يك شب و يك روز كه بارها و ساكها در خانهء موسيو ديگران بوده غفلت شده ، از خارج يا داخل الله اعلم فرصتى يافته سرقتى كردهاند . همان شب به جنرال قونسول اعلام شد به بيگلر بيگى شهر اعلام كند كه اگر نشان مدال را در نزد صرافى يا كسى ديدند بگيرند . از ايالت تفليس اهتمام شد ولى فايده نكرد . اين ضرر و خسران مرتبه سوم است كه در آن سفر وارد آمد .
روز جمعه سيزدهم صفر المظفر :
شب جمعهء سيزدهم دو ساعت و سيزده دقيقه به افق تبريز از شب رفته ، اول سال پنجاه و نه ناقصه شمسى من است كه موضع شمس حوت « يط ل » نوزده درجه و سى دقيقه است . طالع وقت ميزان « يزن » هفده درجه و پنجاه دقيقه است كه به حساب قمرى پنجاه و نه سال و دو ماه و ده روز قمرى گذشته .
صبحى ، قبل از نهار گينياز اندرى نقوف كه جنرال آجودان اعليحضرت و رئيس نجباى تفليس و چهار شهر ديگر است به ديدن آمده بود كه از جانب نجباى تفليس تهنيت بگويد .
خيلى مرد خوشرويى است . هرسه سال به سه سال نجبا يكى را به رياست خودشان انتخاب