فرمودند : « بيا اين اطاقها را تماشا كن . »
پيش افتاده به اطاق خوابگاه قبلهء عالميان برده نشان داده ، فرمودند : « اين اطاق هيچ زينت ندارد مگر عكس صاحبمنصبهاى توپخانه كه در پطربورغ در ادارهء من بودند . ولى در اينجا شاهنشاه ايران و امپراطور ، شب خوابيدهاند . »
عرض كردم : « اگر زينت ظاهرى ندارد ، زينت معنوى دارد كه محل آسايش و خواب دو شاهنشاه و الا شأن شده است . » از آن اطاق بيرون آمده ، نقشهء قفقازيه را در صفحهء بزرگى كه تقريبا دو ذرع و نيم در دو ذرع مىشد كشيده در ديوار نصب كرده بودند و همه كوهها را مجسم كرده بودند و خيلى امتياز داشت يكىيكى به اين بنده نشان دادند كه : « اين كوه البرز است كه هميشه برف دارد . طرف شمال و مغرب او كوهستان چركس است و پشت كوه ولايت چچن 149 است كه با ما خيلى جنگ كرده . جنگلهاى سخت دارد . حالا هم تجارت و كسب مىكنند . » و جاى شاميل 150 را نشان دادند و فرمودند : « اينجا دربند است . »
عرض كردم : در دربند از قرارى كه نوشتهاند از انوشيروان آثار بسيار است كه از كوه ديوارى تا كنار دريا كشيده است كه محكم بوده و دروازه داشته كه شبها مىبستهاند . »
فرمودند : « راست است ، خيلى آثار قديم هست . » از زمان انوشيروان پرسيدند ، عرض كردم :
« تقريبا هزار و چهار صد سال مىشود . » و بعد راهى كه به « ولادى قفقاز » مىرود نشان دادند كه از تفليس به آنجا مىرود و راهآهن پوتى تا تفليس را معلوم كرده بودند و راهى كه به بادكوبه مىرود و نشان دادند كه : « شما از اينجا خواهيد رفت و اين صحراى نوخو خيلى با صفا است . » و بعد راهى كه به شيشه مىرود نشان دادند : « در آنجا كوهستان شيشه است كه بهمن ميرزا آنجا است . »
عرض كردم : « در حق بهمن ميرزا خيلى التفات كردهايد . لازمهء شأن امپراطورى همين است كه به اشخاص محترم التفات بكند . »
فرمودند : « ولى هميشه ناراضى است . در ايران چند قطعه ده دارد و هميشه ادعاى آنها را مىكند كه دولت ضبط كرده است . »
عرض كردم : « خلاف ادب است كه نسبت به برادر بزرگ خود بد بگويم . ولى شاهزاده در اين عرض و در اين حرف حق ندارند . حساب هفت سالهء آذربايجان را نپرداختهاند و مبلغهاى خطير در حق ايشان دولت به جهت شما مراعات كرد . اگر در ازاى عمل هفت سالهء آذربايجان كه ملتزمى ايشان بود دولت چند قطعهء ده ضبط كرده باشد بىحساب نبوده است . »
فرمودند : « هفت نفر از اولاد او الان در نظام خدمت مىكنند و منصب دارند . »
عرض كردم : « شايسته سركا است كه اولاد نجبا و شاهزادگان را تربيت بفرماييد . »
بعد نقشه مغان را نشان دادند كه : « شاهسونها خيلى دزدى و دغلى مىكنند ، خوباست آنها را تختهقاپى بكنند . »
عرض كردم : « دزدى و دغلى لازمهء طبيعت ايلاتى است . البته در فصل زمستان بايد هركه
سفرنامه فرهاد ميرزا ( فارسى ) — صفحة 288
مساهمون: غلام رضا طباطبايى مجد
ص٢٨٨