مىكنيم ، بيست و يك روز ديگر كار دارد و صد نفر عمله هرروز مشغول است . » اين خندق برفى تا سورام امتداد دارد كه در بعضى جا از سطح بام واگون نيز گذشته بود . تا گورى برف بود . از آن پس در صحرا برف نبود .
از شب شش ساعت گذشته وارد استاسيون تفليس شديم . ميرزا اسد الله خان جنرال قونسول و موسيو بگلروف لوآرساب از جانب جناب ارلوف اسكى حاكم ولايت تفليس با لباس رسمى در استاسيون حاضر بودند . رئيس سوار قزاق قراول كه آن دفعه مأمور بود مشاراليه هم بود . در منزل هم ميرزا فتحعلى آخوندوف از جانب پرنس مخرانسكى مأمور بود چون وقت آمدن به تأخير افتاده بود مشاراليه در ساعت هفت نتوانسته بود حاضر شود . وقتى كه به منزل آمديم و خوابيديم نه ساعت از شب گذشته بود . از كسالت حركت « شمندفر » و سرماى راه و بىخوابى ، خيلى كسل و خسته بوديم .
از پوتى تا تفليس تفصيل استاسيون با عدد ورس آنها از اين قرار است : اول ، چيلاديد ؛ چهارده ورس . دوم ، نوءسواقى ؛ سى و پنج ورس . سوم ، سامترىدى ؛ شصت و يك ورس .
چهارم ، كوتايس ؛ نود ورس . پنجم ، قووىرىله ؛ يك صد و هيجده ورس . ششم ، بلهگورى ؛ يك صد و سى و نه ورس . هفتم ، بىجىتوبن ؛ يك صد و پنجاه و هشت . هشتم ، سورام ؛ يك صد و هفتاد و سه . نهم ، ميخااىلوء ؛ يك صد و هفتاد ورس . دهم ، قارلى ؛ دويست يك ورس . يازدهم ، گورى ؛ دويست و سى و دو ورس . دوازدهم ، گراخالى ؛ دويست و سى و دو ورس سيزدهم ، قصپى ؛ دويست و چهل و چهار ورس . چهاردهم ، قسانقه ؛ دويست و پنجاه و هشت ورس . پانزدهم ، مخط ؛ دويست و شصت و نه ورس . شانزدهم ، اوچلى ؛ دويست و هفتاد و نه ورس . هفدهم ، تفليس ؛ دويست و هشتاد و نه ورس . تمامى اين اسامى به زبان گرجى است .
تفليس
روز يكشنبه هشتم صفر :
بعد از نهار اول كلنل بيليك پليسمستر يعنى حاكم تفليس با لباس رسمى به تهنيت از جانب اهالى تفليس آمد . گفتم : « وقت رفتن گفتى كه ميل اهالى تفليس اين است كه از اين راه مراجعت بكنم [ تا ] دوباره ملاقات بشود . ميل آنها مرا كشانيد كه باز به اينجا آمدم . »
خيلى اظهار ممنونيت كرد و رفت . پس از آن گورناطور « ارلوف اسكى » آمد . حاكم ايالت تفليس است . با لباس رسمى خيلى نشست و خيلى صحبت كرد . گفتم : « وعده كرديد كه اگر از اين راه بياييد انشاء الله شما را به سلامت به بادكوبه مىرسانم كه گنجه را نبينيد . »
گفت : « در همين خيال بودم كه از راه شكى برويد . هم تماشا دارد و هم گنجه را نخواهيد ديد . سنگين بار را از طرف گنجه مىفرستم . »