تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه فرهاد ميرزا ( فارسى ) — صفحة 280

مساهمون:

ص٢٨٠
ميل . از سمسون تا اردو ، هشتاد ميل . از اردو تا كيره‌سون ، بيست و پنج ميل . از كيره‌سون تا طرابوزان ، شصت و هشت ميل . از طرابوزان تا باطوم ، نود و شش ميل . از باطوم تا پوتى ، سى و دو ميل . مجموع ششصد و هفتاد و هشت ميل انگليسى است .

روز شنبه هفتم شهر صفر المظفر :

دو ساعت و نيم از دسته گذشته به « شمن‌دفر » آمديم كه سه ساعت گذشته حركت كرد . به‌حسب اتفاق يكشنبه هفتم شهر شوال بود كه از پوتى به طرف دريا رفتيم . امروز كه شنبه هفتم صفر است از پوتى به طرف صحرا مىرويم . چهار ماه است كه زحمت اياب‌وذهاب طول كشيده ، « و لله الامر من قبل و من بعد » . صبحى ، پليس‌مستر « بارون هىكىنينك » به منزل آمد و همراه ما تا راه شمن‌دفر [ بود ] . بسيار جوان معقول باادبى است . شب از تفليس ساعت پنج به مشاراليه تلغراف آمده بود كه همراه فلانى يك نفر مترجم بفرست كه در راه به ايشان بد نگذرد . مشاراليه اعلام كرد كه : « من مترجم ندارم نمىدانم چه بايد كرد . » گفتم : « حاجى حسن تاجر زبان روسى مىداند خوب است . » صبح زود معلوم شد كه مشاراليه از افتادن به ميان دريا تب كرده ناخوش شده است ، به ناچار برادر موسيو ديگران را كه گريگورى است و تركى كمى مىداند ، او را فرستاد . وقت رفتن چون شبانه از اين اراضى گذشتيم درست معلوم نبود . از پوتى تا « نوءسواقى » كه عوام نوسناك مىگويند و استاسيون دوم است سى و پنج ورس است . همه‌جا صحرا و جنگل است . اين صحراها و زمين‌ها اغلب گل و باتلاق است . نوسناك قريه بزرگى است . در كنار كوه است كه كوه در يسار راه افتاده است . از آن به بعد صحرا است و جنگل به آن انبوهى نيست . در همه جاى اين صحرا آبادى است . شش ساعت از دستهء ساعت گذشته از پل آهنى رودخانه ريون گذشتيم كه از كوهستان كوتايس جارى است و از وسط پوتى گذشته به دريا مىريزد . از كنار پل آهنى تا استاسيون كوتايس كه به اسم شهر معروف است نصف ورس است . از اين استاسيون تا شهر كوتايس هفت ورس است كه در يسار راه است . از اين پل گذشته طرف يسار راه كوه و تپه و ماهور است و اغلب جا از پهلوى كوه عبور مىشود . پس از مسافت چند ورس باز به صحرا افتاده كه كوه برفى كوتايس پيدا است . از پوتى تا استاسيون هفتاد ورس است كه در سه ساعت طى كرديم . پس از آن‌كه دو ورس طى كرديم از رودخانهء قووىرىله گذشتيم كه پل آهنى خوبى هم در روى او تعبيه كرده‌اند كه خيلى پل ممتدى است . آب اين رودخانه هم به ريون مىريزد . باز ثانيا بعد از طى مسافت چند ورس از اين رودخانه گذشتيم كه باز پل آهنى ساخته‌اند ، ولى به امتداد آن يكى نيست . از قريهء « قووىرىله » گذشتيم ، ديگر همه‌جا به كنار كوه افتادم كه طرف يسار و يمين كوه است ، بعضىجا عصاى دست اگر دراز كنى به كوه مىخورد و اغلب‌جا تراشيده‌اند . از