تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه فرهاد ميرزا ( فارسى ) — صفحة 275

مساهمون:

ص٢٧٥
است ؟ اگر پنج ميليون « 1 » در ايران معامله بشود كه به ديوان برسد يا حمل خزانه بكنند با اين پنج ميليون مىبايد دولت‌هايى كه الوف دارند هم‌چشمى كرد . از فضل الهى چيزى كه باعث قوت دولت است آن است كه در هر دولت هرچه رعيت دارند از مذاهب مختلفه است كه اين يك عيب بزرگ است . اگر در ايران بيست كرور نفوس است يقينا هيجده كرور آن در يك مذهب و [ در ] يك عقيده است و اين حسن بزرگ است . وانگهى در مصر كجا اساس اسلام باقىمانده است ؟ زن‌ها بىحجاب و نقاب حركت مىكنند و علانيه در كوچه و بازار مسكرات مىفروشند و مىخورند . اسلام با غير اسلام هيچ تفاوت ندارد و قس على هذا فعلل و تفعلل ، در ايران اگر يك نفر مست راه برود علماى اعلام « وا شريعتا » مىگويند . فى الحقيقه اگر اسلامى باقى باشد باز ايران است كه هنوز اركان دين منثلم و بنيان آيين منهدم نشده است . عاليجاه ميرزا يعقوب خان سال‌ها كه در ايران بوده نبايد چنين عقيده داشته باشد . خدا گواه است اين فقره را نه از روى تلبث در آن زمين و خاك و تشبث به اين دين پاك مىگويم . لا و الله ، بل راه خدا نرفته‌ام و حرف گزاف نگفته‌ام . اگر از اسلام اسمى و رسمى باقى مانده باز ايران است كه نسبت به ساير بلاد اسلام ايران را قبة الاسلام بالفعل مىتوان ناميد . و اين‌كه نوشته است - در مقدمهء رآىنر « 2 » مذكور شد ، فلانى زياد منكر لزوم آن بوده مىفرمودند كه جوانان اين عهد ، ايران را به باد دادند . به اعتقاد بنده از ايران چيزى باقى نمانده كه به انگليس و غيره بدهند - اولا ، راست است من زياد منكر اين عمل رآىتر بوده‌ام و هستم . به قول جناب موسيو تير « 3 » 145 كه در فرانسه گفته بود « براى ايران هوايى باقىمانده » يكى از عقلاى معروف فرنگستان است كه چنين حرف زده است . اگر درست ، به آن اصول و فصول ملاحظه كنند مىتوان گفت كه هواى صاف ايران هم كدر شده . هوا هم نگذاشته‌اند كه استنشاق كنند و قدرتى نمانده كه استنطاق نمايند . اگر قدرتى نداشته باشيم كه به اضطرار ، خصم ، كلاه ما را [ مى ] بردارد و حالا خودمان كلاه را به اختيار از سر برداشته‌ايم و بر سر ديگرى گذاشته‌ايم . كسى منكر راه‌آهن نيست . هركه منكر باشد از عقل بيگانه است ولى نه به آن‌طور كه به اختيار ، دولت ايران خود را مسلوب الاقتدار نمايد . به قول خواجه عليه الرحمه :
چگونه شاد شود اندرون غمگينم * به اختيار كه از اختيار بيرون است
دولت روس يكى از دولت‌هاى قوى است و صد سال است كه كارهاى بزرگ كرده است . بيست سال قبل هزار ورس راه‌آهن در مملكت خود نداشت و هيچ نمىگفت چرا در انگلستان صد هزار ورس راه‌آهن است و من ندارم . اندك‌اندك ساخت و پرداخت . حالا ده هزار ورس راه‌آهن دارد . الحمد الله براى دولت ايران ممكن است كه كم‌كم به اين كار بپردازد و سالى چهار پنج فرسخ از مال خود بسازد كه در عرض هفت هشت سال به رشت و انزلى از تهران كه محل تجارت است برسد . ديگر چه لازم است كه آب و كوه و جنگل انبوه و قنوات منطمسه و
هامش
( 1 ) متن : ميليان . ( 2 ) منظور « بارون ژوليوس دورويتر » است . ( 3 ) تىير ، مرد سياسى فرانسه .