دويست و هفتاد و هفت هجرى مطابق [ با ] بيست و ششم جون انگليسى سنهء يك هزار و هشتصد و شصت و يك مسيحى به تخت سلطنت جلوس كرده است . در سلطنت خود در سنهء يك هزار و دويست و هفتاد و نه هجرى به تماشاى مملكت مصر رفت كه هيچيك از سلاطين عثمانى تشريف نبرده بودند . در سنهء يك هزار و دويست و هشتاد و چهار هجرى مطابق يك هزار و هشتصد و شصت و هفت مسيحى به اكسپوزيسيون « 1 » پاريس تشريف بردهاند كه در اوايل ربيع الاول سنهء مزبور رفته و در اواسط ربيع الثانى به اسلامبول مراجعت فرمودند . بهجز دولت روس ، در آن سفر از همهء سلاطين اروپا ديدن كردند . در لندن خيلى احترام [ از او ] به عمل آوردند . از فرانسه خيلى ناراضى برگشتند كه لوئى ناپلئون سوم در حق ايشان چندان ادب و حرمت نفرموده [ بودند ] . اكنون پانزده سال و كسرى است كه بر اريكهء سلطنت برقرارند .
اسلامبول - تفليس
روز يكشنبه شهر صفر المظفر اللهم اختمه بالخير و الظفر سنهء يك هزار و دويست و نود و سه
يك ساعت از دستهء ساعت گذشته كه آفتاب تازه طلوع كرده بود كشتى راه افتاد . اين واپور از سفاين كمپانى روس است . اسم كپيتان موسيوژان گوركويج است . در هشت زبان از قرار تفصيل انگليسى ، فرانسه ، روسى ، نمسه ، ايتاليائى ، گريك « 2 » ، سرب و جاما حرف مىزند و مىنويسد . [ از ] هيجده سالگى داخل كار و خدمت شده . اصل او از سرب است . سالى هيجدهبار از پوتى به اسلامبول مىآيد و مىرود . اسم كشتى وسته - بر وزن پسته - است .
طول كشتى دويست و بيست فوت ، عرض كشتى بيست و پنج فوت و ارتفاع كشتى بيست و چهار فوت [ است ] . قوت ماشين بهقدر زور يك صد و چهل اسب است . اگر بخواهد ، ساعتى دوازده ميل حركت مىكند . كپيتان از سرماى امسال و انقلاب قرادنكيز « 3 » تعريف مىكرد كه :
« پنجاه سال بود كه چنين سرما نشده بود . در اوديسه به قدر صد ورس به طرف داخل دريا يخ بسته بود و دو هفته سفاين بههيچوجه تردد نداشتند . در طرف سوسته پل هم از اطراف دريا به قدر هفت هشت متر يخ بسته بود . »
آب درياى سياه به واسطهء دخول انهار كثيره مزهاش بهتر از درياهاى ديگر است . مزه و طعم ماهى اين دريا به خوبى آن درياهاى ديگر نيست . شورى آب بر لطافت و مزهء لحم ماهى مىافزايد .
چهار ساعت از دسته گذشته از بوغاز به سفر درآمده بالخير و العافيه داخل درياى سياه شديم .
از فضل الهى هوا اگرچه سرد است ولى ملايم است . درجه فارينهايت به حد اعتدال بود .
هامش
( 1 ) نمايشگاه .
( 2 ) يونانى .
( 3 ) دنيز به معنى دريا .