تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه فرهاد ميرزا ( فارسى ) — صفحة 265

مساهمون:

ص٢٦٥
تعمير نكرده . بالاى كوه استعداد دارد كه صهريجى بسازند كه از آب باران پر شود و چند اطاقى بسازند كه اگر كسى به زيارت برود شب ، آن‌جا بماند . از قلهء آن كوه ، تمام اوديهء مكه و درياى احمر پيداست . همين صورت دارد طريق كوه ابو قبيس كه بر حرم محترم مشرف است كه بالاى او مسجد « شق القمر » است . ساختن آن به قليل مصارفى [ ممكن ] خواهد شد . هم‌چنين است راه « جبل حرى » كه مهبط جبرئيل است و محل نزول سورهء مباركهء « علق » . اكنون آن كوه را « جبل النور » گويند . هرقدر اين مقامات را بسازند باعث رواج دين اسلام است . فرش حرم خدا فى الحقيقه جاى تعجب است كه يكى يك قطعهء مرمر است كه با ديگرى مناسبت ندارد . سنگ‌هاى ناصاف كبود خيابان‌هاى حرم خدا كه به آهك وصله كرده بودند . هم‌چنين سنگ بيت مبارك ، كه اگر زمين آن از طلا باشد استعجاب ندارد تا به آن سنگ‌هاى شكستهء معيوب چه رسد . سلاطين چراكسه و غيرهم كه ، هر تعميرى از بيت كرده يا از حرم نموده اسم خود را در يك قطعه سنگ بزرگ منقور كرده . در معنى اصنام منصوبه است . چنانچه به‌كلى آن احجار را از خانه برداشته در جرزهاى حرم نصب كنند بهتر است . اگرچه استيلاى وحشت و دهشت مانع از رؤيت و ملاحظه بود ولى در اين اثنا شش هفت قطعه سنگ كه هريكى نيم ذرع در نيم ذرع ، بل زيادتر است به‌نظر آمد كه اسامى سلاطين را نوشته نصب كرده‌اند . هركه در بيت نماز گذارد بايد « برسباى » و « قايتباى » نصب عين او باشد و چشم انسان در آن مقام بر ملك الاشرف و الاعظم بيفتد و از ملك اكرم اعظم حقيقى صرف‌نظر كند . سلطان عبد المجيد خان طاب ثراه با آن همه مصارف و خدماتى كه در حرم مدينه كرده راضى نشده‌اند كه يك‌جا اسمشان را بنويسند ، به‌خلاف ، سلاطين چراكسه كه در خانهء خدا اسم « برسباى » و « قايتباى » را نصب كرده [ اند ] ملاحظهء ادب را نكرده‌اند .

مدينهء منوره

در مدينهء طيبه شخصى در محراب حضرت رسول صلى الله عليه و آله پشت به محراب نشسته دستمالى روبرو گسترده گدايى مىكرد . به شيخ الحرم اظهار شد ، تفتيش كرد . ولى حفظ شرافت مكان را چنانچه امر به ساختن ضريحى از نقره محاذى محراب مبارك به ارتفاع نيم ذرع بشود كه هركسى در آن مكان شريف پا نگذارد بسى مستحسن است ، بلكه نشستن در محراب سلطان سليمان طاب الله ثراه نيز خلاف ادب است . شبهه‌اى هم در سنگ تاريخ سلطان سليمان بود . يقين است كه سهو از نويسندگان است . به عبارت نقل شد - انشاء هذا المحراب المبارك الملك المظفر السلطان سليمان شاه ابن السلطان سليم خان ابن السلطان بايزيد خان اعز الله انصاره بمحمد و آله و سلم . تاريخ شهر جمادى الاولى سنهء ثمان و تسعمائه من هجره النبويه - سلطان سليمان مغفور پس از سلطان سليم بر اريكهء سلطنت جلوس كرده‌اند . در آن تاريخ منقور در سنگ از سن شريفشان هفت هشت سال زيادتر نگذشته بود . آن عهد ، سلطنت جدشان