از سفينه مسعوديه تعريف شد . بعد از صرف قهوه و چاى برخاستيم . در سر پله كه جناب صدراعظم به مشايعت آمده بود با اعيان دولت و سرعسكر يكىيكى خداحافظ كرده ، گفتم :
« وقايع امشب در كتابچه روزنامه ثبت خواهد شد و هروقت مطالعه شود باعث يادآورى و تذكر اعيان دولت خواهد شد . »
سرعسكر گفت : « خيلى تشكر داريم كه ماها همه در ياد شما باشيم . يقين محاسن اخلاق سركار از لوح خاطر همهء ماها هرگز محو نخواهد شد . »
وقت برخاستن عريضهاى كه به سلطان در وقايع مضار و منافع حرمين شريفين نوشته بودم با كاغذ باب عالى كه در باب مال مسروقه مسجد شجره بود به صدراعظم دادم [ و ] گفتم : « اين يكى حق شما است و آن يكى بايد بهنظر مبارك سلطان برسد . به مضمون ، « فادخلو البيوت من ابوابها » بايد به دست شما برسد كه به حضور مبارك برسانيد . از مضمون اين عريضه وزير مختار هم خبر ندارد . از تفليس به او خواهم نوشت . »
وزير مختار گفت : « حضرت صدراعظم از من پنهان نخواهند داشت . »
گفتم : « ايشان شما را چون فرزند خود مىدانند ، اگر فرمايش بكنند از بابت آن است كه پدر از فرزند چيزى پنهان نمىكند . »
صدراعظم فرمودند : « من هم تا خبر شما نرسد به ايشان ابراز مطلب نخواهم داد . »
ساعت چهار به منزل آمدم . سواد عريضه حضور مبارك سلطان و سواد اخطارات از بابت منافع و مضار طريق حرمين و كاغذ باب عالى از اين قرار است كه قلمى مىشود :
سواد عريضهء اعليحضرت سلطان خلد الله ملكه
« به خاكپاى مبارك اعليحضرت قدر قدرت شاهنشاه اسلاميان پنهان خلد الله ملكه معروض مىدارد ؛ خداوند ذو الجلال و الاكرام ، سلاطين ذوى العز و الاحترام را امتياز داده كه در ميان همه ، شبان رمه بوده تا بندگان خداوند بىچون در زير سايهء همايونشان از سارق و طارق ، مأمون باشند . خليفهء ثانى فاروق اعظم مىفرمايد ، واى بر حال عمر اگر زانوبند شترى در كوفه مفقود شود .
عمدهء كار سلطنت ، تزيين ملت شارع و تأمين جهات شوارع است . خاصه طريق حرمين شريفين كه در هر سال از اقصا بلاد عالم بندگان خدا به مشقت و الم به زيارت مىروند ، خسارت مىبرند و از بىاعتدالى مأموريت حجاج كه هريك ثانى حجاج هستند بر انسان نه حالت خضوع مىماند و نه آلت رجوع . اكنون بهخلاف مدلول آيهء شريفه است ،
« سِيرُوا فِيها لَيالِيَ وَ أَيَّاماً آمِنِينَ »
.
در اين مدت به عرض سده سينه همايون معايب اين سفر ميمون را هيچكس نرسانيده است .
آنچه در تزيين و ترصين حرمين شريفين به عقل قاصر خود مىدانست در ورقهء ديگر عرض كردهام كه بهنظر مبارك مىرسد . اگر قبول مىفرماييد در تحصيل ثواب و تكميل طريق صواب ، اين بندهء ذليل نيز از بركت وجود مسعود مثاب خواهد شد . و اگر قبول نفرماييد اختيار