سواد اخطارات
« براى عدم ظهور برخى وقوعات غير مأموله و بعضى ملاحظات مفيده چنانچه هرساله امير حاج از جانب دولت عليه تغيير يابد و اختصاص به شخص واحد نداشته باشد اولى و انسب بهنظر مىآيد و بهتر اين است كه امير حاج هرشب در ميان اردوى حاج اگر خودش دو سهبار گردش نكند نايبى بفرستد كه هرشب دو سه بار در ميان اردو گردش كند و به تغيير وقت و زمان كه هرشبى ، وقتى در گردش باشد و از حال قافله خبر داشته باشد [ تا ] طارق و سارق بدانند كه در ميان اردو هرشب كشيك مىكشند و بيدارى امير حاج باعث آسايش خواب مردم است .
حق امير حاج است كه در حركت حاج هميشه پشت سر قافله باشد و اگر يك نفر بماند تا او را سوار نكند روانه نشود . مذكور شد كه مبلغى از دولت براى پيادگان حاج مىدهند كه سوار بكنند ولى از اهالى ايران و هندوستان يك نفر را سوار نكردهاند .
در چنين قافلهء حاج ، بودن يك نفر طبيب از جانب دولت و يك نفر مهندس كه محمل شريف را در مركز قرار داده تا حركت و سكون حجاج منظم باشد خالى از محاسن دنيوى و اخروى نخواهد بود .
سواران عسكريه اسبهاى عربى را بعضى در عوض زمام افسار زده بودند ، جويا شدم گفتند ، هنگام ضرورت زمام خواهيم زد . وقت ضرورت فرصت اينكه پياده شده تبديل زمام نمايند و سوار شوند نخواهد بود . آنچه سوار ترك است خوب بود . باقى آلت معطله و حالت مهمله دارند . اغلب براى خود يا مردم هيزم جمع و در ترك اسبهاى خود حمل كرده بودند كه بفروشند .
سكهء مباركهء اعليحضرت اقدس پادشاهى بواسطهء اختلاف رواج در ممالك سلطانى ، زياده موجب خسارت و نقصان فاحش مترددين است و خزانهء عامره سلطانى را هم توفيرى عايد نيست چنانچه امر به تساوى رواج شرف اصرار يابد عابرين بىبضاعت را البته اعانت است .
از زمان هارون الرشيد به بعد خلفا و سلاطين زيارت بيت الله الحرام را موقوف و متروك كردهاند . براى ذات هميون اعليحضرت سلطان خلد الله ملكه در پنجاه روز اياب و ذهاب ممكن است . همچنانكه سفر فرنگستان را براى تشييد قوايم دولت تشريف بردند ، سفر حجاز را براى تسديد دعايم ملت اگر بروند تا چه درجه باعث شكوه اسلام خواهد بود . به خاكپاى مبارك اعليحضرت شاهنشاه ايران ادام الله سلطانه نيز همين عرض را خواهم كرد . لبيك گفتن سلاطين در درگاه رب العزة مقام تمكين است ، « كل شىء من الجميل جميل » .
در جزئيات كار آنجا اگر اهتمامى بشود باعث پيشرفت كليات امور دين و دولت است . »
مكهء معظمه :
جبل الثور كوهى است كه غار آن در قرآن مجيد مذكور است و از علامات بزرگ اسلام است . راه او چنان است كه « لا يرقى اليه الطير » . در اين هزار و سيصد سال كسى اين راه را