البدليسى 137 ، تاريخ هشت بهشت را به نام او نوشته است . كه به جلوس سلطان سليم خان پسرش تاريخ را ختم كرده است . اين جامع را در نهصد و سه شروع كرده و در اواخر ذى الحجه نهصد و يازده به اتمام رسانده است . اين ، دوم جامع است كه در اسلام ، در اسلامبول بنا شده است .
نماز مغرب را در مسجد خوانده به دار السفاره معاودت نمودم . شب سهشنبه در محله ارناوط گويى باز يانقون « 1 » شد . شب گذشته هم در بويوك دره يانقون شده بود . در اين هفته حساب كردند در اسلامبول و خارج اسلامبول بيست موضع يانقون شده است .
روز سهشنبه بيست و ششم محرم :
شب گذشته جناب سفير كبير روس براى مهمانى شب شنبه پيغام فرستاده ، عذر خواسته بود كه چون همشيره امپراطور وفات كرده ديگر مهمانى و سواره « 2 » خلاف ادب است . - همشيره امپراطور « مريه نيكولايونه » به كسر ياء مثناه تحتيه و سكون واو كه يك سال سنا از امپراطور كوچكتر بود . وفات او در نهم فورال روسى مطابق بيست و يكم فبروار سنهء هزار و هشتصد و هفتاد و شش انگليس موافق بيست و پنجم محرم الحرام سنهء هزار و دويست و نود و سه هجرى اتفاق افتاده -
به وزير مختار گفتم : « بازديد سفير كبير لازم بود حالا كه سمت عزادارى دارد اگر به سفارت برويم مناسب است . » قبول كردند .
قبل از نهار ناظم افندى به ديدن آمد ، گفت : « دو مرتبه هم آمدهام ، چون شما در بالا ، در حرم بوديد بىادبى نكردم . »
صحبت از جوامع شد ، گفت : « جامع سلطان محمد فاتح بهنظر شما نرسد دريغ است . »
خيلى تعريف از او كرد . بعد از رفتن ايشان جناب حسين پاشا برادر شريف عبد الله ، شريف بزرگ مكه معظمه به ديدن آمدند ، مىگفت : « ديروز مطلع شدم . خيلى غبن دارم كه دير خبر شدم . »
خيلى مرد باكمال باهوشى است ، در قريهء حده كه ميان جده و مكه است خيلى آبادى كرده . قنات خوب احداث كرده است .
بعد از رفتن مشار اليه ، چهار ساعت به غروب مانده به ديدن جناب سفير كبير دولت روسيه رفتم . از پشت عمارت بشكلىداش و از محلهء تشويقيه گذشته به قلاته رفتم . اراضى اين محله را غالبا سلطان ، به مردم بخشيده است كه خانه بسازند . حالا خيلى خوب شده است . از آن جهت « تشويقيه » ناميدهاند . عمارت خوبى در اول آن محله سلطان براى پسر خودشان عز الدين يوسف افندى ساختهاند .
القصه ، به منزل جناب سفير كبير روس رفته جنابان سفير كبير آلمان و سفير كبير نمسه 138 آنجا بودند ، تا دم پله استقبال كرد و خيلى عذر خواست كه : « وفات همشيرهء
هامش
( 1 ) لفظ تركى به معنى آتشسوزى .
( 2 ) لفظ فرانسوى به معنى شبنشينى .