تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه فرهاد ميرزا ( فارسى ) — صفحة 254

مساهمون:

ص٢٥٤
گفتم : « جواب او را اگر حالت باشد در كشتى وقت رفتن تفليس خواهم نوشت . » و صورت كاغذ او از اين قرار است كه ثبت مىشود :

سواد كاغذ ميرزا يعقوب خان به وزير مختار :

« هرچه مىخواهم شرفياب شوم هوا مساعدت نمىكند . گويى كه آسمان گوى قرارم را تا ابد به چوگان اضطرار سپرده است . نتوانستم شرفياب حضور اشرف و الا شهزاده روحى فداه بشوم . حاصل عمرهاى اين عهد ، اين قسم خجالت‌ها است نزد بزرگ ، كوچك و نفس خويش . دلم مىخواست نواب معظم اليه يك سياحتى هم در فرنگستان نموده باشند و از خيالات عهد ، سوغاتى به وطن برده باشند . وجود ديجور ايشان همه‌وقت در خير و شر ايران مميز بىهمتا بوده . البته بعد از مراجعت به دار الخلافه بيشتر از پيشتر واسطهء هرگونه اصلاحات و مؤسس هرنوع مقدمات خيريه خواهد بود ،
Un des Princes le mieux eclaire de la Press .
اين قول و تصديق يكى از وزراء مشهور فرنگستان است در حق ايشان . در معاملهء بارون ريطور 139 مذكور شد كه : « نواب معظم اليه منكر لزوم آن بوده‌اند و مىفرموده‌اند و جوانان اين عهد ايران را به باد دادند . » به اعتقاد بنده چيزى از ايران باقيمانده نبود كه به انگليس و غيره بدهند . اگر چيزى به ريطور مىدادند از دهن غيرى ربوده مىدادند . از آب حمام مىخواستند بلكه دوست هواخواه پيدا نمايند . پيش از آن‌كه اين معاملهء ريطور به ميان آيد ، بنده حالت و صورت ايران را نوشته به تهران فرستاده بودم . باطلهء آن را پيدا كردم . در جوف اين عريضه مىگذارم . اگر مصلحت بدانند به‌نظر انور ايشان برسانند انشاء الله . بلكه اعتقادم كج رفته [ است ] ؟ چه مىشود ، پير شده‌ام . خرف شده‌ام . [ قوهء ] تميزم عيب كرده است . باطله‌هاى جوف را شما را به خدا گم نكنيد . ضرور دارم . كتابچه [ اى ] در دست دارم . از گذشته مىنويسم . حيف كه يك نفر محرر ندارم . مىترسم خوانا ننويسم . زياده چه جسارت نمايد ؟ »

ايرادات ميرزا يعقوب خان :

« احتياج روس بر تصرف آذربايجان و گيلان و غيره از مقتضيات حالات گرجستان و ترقيات ولايات غصبى از ايران است . چيزى كه در اين مدت سبب مهلت و مداراى روس بود احتياج بر همدستى ايران بود براى خيالات دور و دراز خويش . از روزى كه روس دست به تركستان انداخته « ارآل » و « جيحون » را بهترين راه مقصد دانسته و خودش را مستغنى از همدستى ايران . خاصه بعد از صدمات پياپى سال‌هاى آخر دوستى ، ايران را از عظم و اعتبار انداخته . به قسمى كه ، امروز بنيان پولتيك روس نسبت به ايران همين بر رحم و حيا است . بلكه ، پس از انتخاب تركستان و جيحون براى مقصود دور و دراز خود ، قدت و قدرت ايران را منبعد منافى مصلحت خود مىداند . دو سال است جاى اين انديشه است كه با حالت حال روس و با غفلت و پريشانى دولت
سفرنامه فرهاد ميرزا ( فارسى ) — صفحة 254 | غلام رضا طباطبايى مجد / فرهاد ميرزا