چراغان رفتيم . الحق عمارت سلطانى و سراى خاقانى است . حمام بسيار خوب دارد . از همه جهت شايسته و بايسته است . چنان مذكور شد كه يك ميليون خرج اين عمارت شده است . از آنجا به عمارت بيگلر بيگى رفتيم كه در طرف اسكدار است و اعليحضرت شاهنشاهى ناصر الدينشاه قاجار خلد الله ملكه را وقت مراجعت از فرنگستان كه به اسلامبول تشريف آوردند در آن عمارت منزل داده بودند - و تشريففرمايى ايشان به اسلامبول در اواخر جمادى الآخر سنهء هزار و دويست و نود هجرى بود - اگرچه اين عمارت كوچكتر از عمارت چراغان است ولى آن اوطاقى كه از چوب است و منبّتكارى از چوب كردهاند ، خيلى امتياز داشت .
باغهاى اين عمارت كه طبقهطبقه است قشنگتر از عمارت چراغان است ، « در گلستان جهان هر دو ندارند نظير » .
از آنجا به تماشاى واپور مسعوديه آمديم كه در ماه ذى الحجة الحرام سنهء هزار و دويست و نود و دو به لنگرگاه اسلامبول وارد شده است . عارف پاشا كامانداد واپورات زرهپوش حربيه سلطانى ، با لباس رسمى و نشان دولت ايران حاضر بود . اصل اين عارف پاشا از موره است . از مهاجرين است . چهل سال است در بحر كار مىكند . اين واپور زرهپوش در لندن به چهار صد و هفتاد هزار ليره انگليس تمام شده و بيست هزار ليره خرج از لندن تا اسلامبول شده است .
يك صد و بيست هزار ليره قيمت توپهاى قوى هيكل و اسباب حربيه شده است كه به شش صد و بيست هزار ليرهء مجيدى تمام شده است . دوازده عراده توپ بزرگ دارد كه قطر دهن آن توپها ده اينچ انگليس است و وزن هر توپى ، هيجده تن انگليس است كه يكى از اوزان مملكت انگليس است و تركها طونه مىگويند كه مساوى يك هزار كيلوگرم « 1 » فرانسه است .
آنچه ما تخمين و تدقيق كردهايم يك تن انگليس سه خروار و نيم تبريز است . هيجده تن مساوى شصت و سه خروار تبريز مىكند . از اين توپها در كشتىهاى ديگر اگر باشد سه چهار عراده مثل او هست كه وزن گلوله پيكانى ميان پر آن توپها يك صد و بيست حقه است و وزن باروت هيجده حقه است . حقه اسلامبول هفده سير و نيم به وزن تبريز است . و هر چهار حقه يك من و سه چارك تبريز است و شانزده حقه هفت من تبريز است . وزن باروت به من تبريز هفت من و سى و پنج سير خواهد شد . شخن ديواركشى قريب سه چارك ايران بود كه دوازده اينچ انگليس آن از طرف بيرون آهن است و بعد چوب است و بعد باز از طرف داخل آهن است .
سيصد و سى و سه فوت طول كشتى ، پنجاه و نه فوت عرض كشتى و چهل فوت ارتفاع كشتى است . قوت اسب كه ماشين دارد به قدر هزار و دويست اسب است . كشتى درازتر از اين بسيار ديده شد ولى به اين عرض كشتى كمتر ساختهاند . دو تنورهء بخار دارد كه يك ديگ از عهدهء حركت او برنمىآيد . انبار زغال دارد كه به قدر چهار صد ميل مسافت كفايت واپور را بكند .
كپيتان مىگفت : « واپورهاى ديگر ، زيادتر از دويست سيصد ميل انبار ذغال ندارند . » انصافا از همه جهت ، از سالون ، اطاقهاى ديگر ، جاى كپتان ، خستهخانه و غيره امتياز دارد .
هامش
( 1 ) متن : گرام .