تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه فرهاد ميرزا ( فارسى ) — صفحة 247

مساهمون:

ص٢٤٧
شما برمىدارم . » گفت : « مىترسم همين‌كه مسلمان شدم نتوانيد برداريد . آن وقت گرفتار شوم . » خيلى از سابق و لاحق دولت عثمانى صحبت داشتند و از وزير مختار معين الملك رضامندى كردند . مدتى نشستند و بعد رفتند . عصرى ، حوالى غروب به مسجد اياصوفيه رفتم . « زاد حسنا كلما زدته نظرا » انصافا بنيان منيع و بنياد رفيع است . نزديك محراب سه مرتبه است كه بلندى هر مرتبه از ديگرى تقريبا نيم ذرع يا كمتر است . دو سنگ آب بزرگ مدورى به شكل كره از سنگ يك‌پارچه در ميان مسجد در جنبين درهايى كه داخل مسجد مىشود دارد كه دايرهء يكى چهار ذرع و نيم است و آن ديگرى قدرى كوچك‌تر است .

روز يكشنبه بيست و چهارم محرم :

پنج ساعت از دسته گذشته به اتفاق جناب وزير مختار به بازديد جناب جلالت‌مآب محمود پاشاى صدراعظم رفتم . خانهء ايشان تا سفارتخانهء عليه ايران خيلى دور است . خيلى مرد مبادى آداب است . تا دم پله استقبال و مشايعت كرد . از جناب مختار اظهار رضامندى نمود . گفتم : « او خودش را فرزند شما مىداند و از همراهى شما در كارهاى دولت ايران محض اتحاد دولتين پيش من خيلى رضامندى كرده است . » چوپوق آوردند ، چون من نمىكشيدم ايشان هم نكشيدند . گفت ، بردارند . به اصرار تمام كه شما عادت داريد بكشيد چوپوق كشيد . صحبت از گوشت گراز شد . وزير مختار گفت : « فرنگىها مىگويند ، با اين حرارت و سوداويت گوشت و حرارت آفتاب اگر حلال مىشد در عربستان همه به ناخوشى جذام مبتلا مىشدند . پيغمبر شما از روى حكمت و علم ، حرام كرده است . » گفتم : « وقتى حكيم قاده ، طبيب سفارت روس صحبت مىكرد كه در تشريح گوش چنان يافته‌ايم كه خداوند عالميان يك استخوان به هيئت ركاب و يك استخوان به هيئت سندان آفريده است و تا آن دو استخوان صدمه نخورده است شنوايى گوش عيب نمىكند . پس معنى كلام امير المؤمنين عليه السلام معلوم شد كه فرموده‌اند ؛ « مسكين ابن آدم ينظر بشحم و يتكلم بلحم و يسمع بعظم » و به حكيم قاده معنى كردم ، گفت « آن وقت تشريح نمىدانستند » و باور نمىكرد كه اين كلام امير المؤمنين عليه السلام باشد . گفتم ، در كتاب نهج البلاغه كه هشتصد سال قبل تأليف شده اين حديث هست . خيلى تعجب كرد و گفت : « بىادبى نباشد اين عربى را با ترجمه براى من بنويسيد كه در فرنگستان اين حرف را اگر بشنوند خيلى تعجب خواهند كرد . » به او نوشتم و دادم . مدتى متفكر اين كلام بود كه امير المؤمنين عجب علم داشته است او نمىدانست كه علم او لدنى است . كسى كه عالم « ما كان و ما يكون » باشد تسبيح جمع لاهوتيان 135 مىشنود و تشريح سمع ناسوتيان 136 هم مىداند . القصه ، بعدازظهرى راتين افندى مستشار خارجه كه مرتبه وزارت بالقوه را دارد . « گريگورى افندى » كه از اجزاى خارجه است به ديدن آمده بودند . راتين افندى مىگفت ، يك
سفرنامه فرهاد ميرزا ( فارسى ) — صفحة 247 | غلام رضا طباطبايى مجد / فرهاد ميرزا