تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه فرهاد ميرزا ( فارسى ) — صفحة 245

مساهمون:

ص٢٤٥
عصرى كامل بيك تشريفات‌چىباشى و مستشار امور خارجه به ديدن آمده بود . من در منزل نبودم كه به تماشاى جامع رفته بودم .

روز پنجشنبه بيست و يكم محرم :

وقت ظهرى موسيو انوء مترجم اول سفارت روس به احوال‌پرسى آمده بود كه : « كشتى كمپانى كه روز شنبه بيست و سيم به پوتى مىرود چندان خوب نيست . سفير كبير سلام مىرساند كه كشتى روز شنبهء ديگر بهتر است . اگر فلانى مكث بكند ، البته بهتر است . » گفتم : « هرچه سفير كبير صلاح بداند خوب است . « عرفت الله بفسخ العزائم و تفض الهمم » . » عصرى به تماشاى مسجد سلطان عثمان رفتم كه نزديك سفارت است . ارتفاع گنبد اين مسجد از جامع سلطان احمد خان زيادتر است . همهء مسجد يك طاق بزرگ است . مدرسه‌اى هم در جنب او ساخته‌اند . اصل بناى مسجد از سلطان محمود خان اول بوده است [ كه ] سلطان عثمان به انجام رسانيده به اسم او معروف است . تاريخى كه دارد هزار و صد و شصت و نه است كه سال دوم جلوس سلطان عثمان است . اين سلطان عثمان پسر سلطان مصطفى خان ثانى است . بعد از برادرش سلطان محمود خان اول بر تخت سلطنت جلوس كرده و مدت پادشاهى او سه سال بوده . اين جامع اكنون به جامع نورى عثمان معروف است .

روز جمعه بيست و دوم محرم :

در جمعه گذشته به جهت كسالت ، اعليحضرت سلطان عبد العزيز خان به نماز جمعه تشريف نبرده بودند . در نظرها خيلى غريب مىآمد . وقتى كه صداى توپ بلند شد معلوم شد كه سلطان به قايق سوار شده از طرف دريا به جامع تشريف برده‌اند و توپ به جهت آن ، از جهازات انداخته‌اند . عصرى به تربت سلطان محمود خان ثانى 134 رفتم . فاتحه خواندم . مرحوم سلطان عبد المجيد خان بسيار خوب مزارى و مقبره‌اى براى ايشان ساخته . جقه‌اى كه هميشه بالاى فيس مىزده است بالاى قبر بر شبيه فيس نصب كرده‌اند . هشت شمعدان نقره‌اى بزرگ دارد و چلچراغ بزرگ بسيار خوب آويخته‌اند . قبر چند نفر ديگر از خانوادهء سلطنت در همان گنبد است . مثل والدهء سلطان عبد المجيد خان دو نفر از دخترهاى سلطان . هريكى از آن‌ها هم در بالاى سر و پايين پا دو شمعدان نقره‌اى بزرگ دارد . اين سلطان محمد خان ثانى پسر سلطان عبد الحميد خان است . در رمضان المبارك [ سال ] هزار و صد و نود و نه متولد شد . در چهارم جمادى الآخر [ سال ] هزار و دويست و بيست و سه جلوس كرد و روز دوشنبه نوزدهم ربيع الآخر هزار و دويست و پنجاه و پنج وفات كرد . مدت سلطنت ايشان سى و يك سال و ده ماه و چهارده روز بود . مشاراليه پادشاه باعزم و حزم بود . طايفهء ينگىچرى را كه هفتاد هزار مىشدند و سال‌هاى بىشمار در عزل و قتل سلاطين اقتدار و
سفرنامه فرهاد ميرزا ( فارسى ) — صفحة 245 | غلام رضا طباطبايى مجد / فرهاد ميرزا