تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه فرهاد ميرزا ( فارسى ) — صفحة 243

مساهمون:

ص٢٤٣
بيست و يك ميل . از گلىپولى تا اسلامبول ، يك صد و چهارده ميل . و از اسكندريه تا اسلامبول از راه دوره كه واپور طى مسافت مىكند ، يك هزار و سيصد و شصت و هفت ميل انگليسى است . واپور خوب ، در يك ساعت ده ميل را خوب و راحت طى مىكند و تقريبا در شش شبانه‌روز از اين حركت دوره از اسكندريه به اسلامبول مىرسد و سه روز هم در بنادر و جزاير به تفاوت ، براى حمل و نقل اشياء و امتعه مكث مىكند ، نه روزه مىرسد . از اسكندريه تا اسلامبول كه ديگر اين راه [ را ] طى نكند ، چنانچه در سفر سابق رفتيم پنج شبانه‌روز است .

اسلامبول

روز دوشنبه هيجدهم محرم :

شب گذشته از عنايت و تفضل خداوند شير و بره ، بحر مرمره خيلى آرام بود . واپور هم حركت خوبى داشت . چهار ساعت از دسته گذشته بالخير و العافيه و السلامه وارد لنگرگاه اسلامبول شديم . از گلىپلى تا اسلامبول يك صد و چهارده ميل است ، [ واپور ] در سيزده ساعت آمد . انشاء الله تعالى از ترحم و تفضل الهى روزى باشد كه در روزنامهء سفر بنويسم كه بالخير و العافيه وارد لنگرگاه انزلى شده
« رَبِّ أَنْزِلْنِي مُنْزَلًا مُبارَكاً »
گويان در كنار برج شاهى پويان هستيم . جناب وزير مختار به كشتى آمده به اتفاق ، سوار قايق شده به سفارتخانهء عليه ايران آمديم . هيجدهم شوال از اسلامبول بيرون رفتم و هيجدهم محرم وارد شدم . سه ماه قمرى تمام طول كشيد . دو ماه بود كه حمام نرفته بودم . عصرى ، به حمام رفتم و شب از خستگى واپور خوابيدم و شكر خداوند غفور كردم كه تا اين‌جا ما را به سلامت رسانيده و انشاء الله اميد است كه به وطن مألوف هم برساند :
يا رب امان ده تا باز بيند * چشم محبان روى حبيبان
به حق الحق و النبى المطلق . در جاى نرم ، هواى گرم خواب نوشين [ و ] تب و تاب دوشين را از ياد برده ، صبح به كلفت بيدارم كردم :
خواب بس ، اى بخت خفته شب به سر آمد * خيز كه صبح است و آفتاب برآمد
برخواستم شكر خداوندى را به‌جا آوردم كه زحمت پرندوش راحت‌دوش را مىخواستم ، « به حمد الله ثم حمد الله ، الف الف مره » .

روز سه‌شنبه نوزدهم محرم الحرام .

قبل از نهار رفيق بيك مستشار جناب صدارت عظمى محمود پاشا به تبريك آمده ، شش ساعت به غروب مانده جناب راشد پاشا وزير امور خارجه كه به اصطلاح دولت عثمانى ناظر امور