تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه فرهاد ميرزا ( فارسى ) — صفحة 240

مساهمون:

ص٢٤٠
دانست دوازده ساعت كشتى در لنگرگاه توقف دارد هيچ احوالى نپرسيد [ ولى ] خورشيد پاشا والى ازمير تا مطلع شد فورا به واپور آمد . چون كشتى تا غروب معطلى داشت محمد آقاى قونسول صلاح دانست كه به بازديد او برويم . من هم به جهت انسانيت او راضى شدم . عمارت حكومتى دم اسكله است . به قايق نشسته رفتم . دم اسكله يك فوج عسگر با موزيكان و صاحب‌منصب‌ها ايستاده بودند . والى پاشا تا دم در عمارت استقبال كرده به قدر يك ربع نشسته برگشتم . افسوس خورد كه جاهاى خوب ازمير به‌نظر شما نرسيد . گفتم : « خودم هم افسوس مىخورم . ميل داشتم كه دو روز در ازمير بمانم ، « ما كل ما يتمنى المرء يدركه » وقت مراجعت قايق دولتى با پرده هلال و ستاره و پرده شير و خورشيد حاضر كرده ، همين‌كه سوار قايق شديم از جهاز جنگى دولت عثمانى كه هميشه در لنگرگاه است بيست و يك تير توپ انداختند . پنج نفر از صاحب‌منصب‌ها و بيگلر بيگى شهر و غيره تا واپور به مشايعت آمده قدرى نشسته برگشتند . به محمد آقا گفتم ، به تعجيل خبر بفرستد كه وزير مختار از خبر تركيدن ديگ واپور پريشان خواهد شد و احوال اسعد پاشا حاكم سابق ازمير و آيدين را پرسيدم كه چندى هم صدراعظم دولت عثمانى شده بود . گفتند چند روز بعد از رفتن شما از ازمير مراجعت كرد ، مهمانى هم از قونسول‌هاى دول خارجه كرد و دو روز ديگر مرحوم شد . همه گفتند او را مسموم كرده بودند . حكيم خودش هم بر اين عقيده است . اغلب از فوت او افسوس داشتند . دو ساعت به غروب مانده به واپور مسمى به پيلادى آمديم كه متعلق به كمپانى نمسه است . اسم كپيتان اول يالويج است . طول واپور دويست و بيست فوت و عرض واپور بيست و دو فوت است . حركت واپور ساعتى ده ميل است . سه ربع ساعت از شب يكشنبه گذشته بالخير و السلامه واپور حركت كرد . در تاريخ اين واقعه گفته‌ام :
صبح شنبه به روز شانزدهم * اندر آن مه كه سال شد تجديد
پار تاريخ بود يا غافر « 1 » * اندر اين سال يك كنى تو مزيد
دو و پنجه دقيقه رفته ز روز * كه به ازمير چون سفينه رسيد
از پس شش دقيقه در ازمير * ديك واپور همان گرى تركيد
فضل حق را نگر به لنگرگاه * گشت اين كار ناگزير پديد
چون كنم شكر فضل يزدان را * كه رحيم است بر امآء و عبيد
ذال با دال قافيه كردن * به خطا گشته است رسم جديد
ورنه سعدى كه اوستاد بود * قافيه كرد با لذيذ شنيد
قافيه ساخت بود با مأخوذ * تا نباشد درين سخن ترديد
كس نپذيرفت از او مىخوانند * به غلط جملگى به دال لذيذ
القصه ، تفصيل حركت واپور از پورت‌سعيد تا ازمير از اين قرار است كه مرقوم مىشود : از پوت‌سعيد تا يافه حركت واپور به مشرق ، مايل به شمال است . از يافه تا بيروت به طرف شمال
هامش
( 1 ) سال 1292 .