است . از بندر بيروت تا بندر جزيره قبرس كه در نقشهها لارنكه با كاف عربى نوشتهاند حركت واپور به ما بين شمال مغرب واقعى است . تركها بندر لارنكه را چون معدن الملح نزديكى آنجا واقع است توزله مىگويند كه به معنى نمك است و عربان مملحه گويند . از پايتخت قبرس كه لفقوشه است و در وسط جزيره است تا توزله هشت ساعت مسافت است . در نقشهها لفقوشه را ليوكوسيه مىنويسند .
از توزله كه واپور مىگذرد به طول جزيره قبرس به مغرب حركت كرده تا به بندر اگروترى مىرسد كه در طرف جنوبى جزيرهء قبرس واقع است . از آنجا گذشته باز به طول جزيره به مغرب و به ما بين شمال و مغرب حركت كرده تا از مهاذى جزيره بگذرد . طول جزيرهء قبرس از مشرق به مغرب است . پس از آن به خط مستقيم به ما بين شمال و مغرب حركت كرده تا به بندر رودس مىرسد كه جزيره به اسم بندر موسوم است . طول جزيرهء رودس از شمال مشرق و جنوب مغرب است . اين بندر در طرف شمال مشرق جزيره واقع شده است . از آنجا گذشته همهجا نزديك به ساحل آناطولى است كه از همهجا سواحل نمايان است . از رودس چند ميل به مغرب حركت كرده پس از آن باز به ما بين شمال و مغرب منحرف مىشود و در محاذى كيپ كرىاو - با كاف عربى - كه در آخر پنينشلاء درازى واقع است و اتصال او به خاك ولايت منتشيه است چند ميل حركت واپور به شمال است . اين كيپ كرىاو يكى از پنينپلاءهاى آناطولى است . آن جزيره صغيره كه وقت رفتن اسكندريه در طرف چپ بود مثل نىسرو ، پيسقاپى و كركى باز در طرف چپ است و دماغهء كرىاو در محاذى جزيره نىسرو واقع شده است .
پس از آنكه واپور از دماغه گذشت قليلى به ما بين شمال و مغرب حركت مىكند و باز چند ميل به مغرب حركت كرده از ميان پنينشلاء بوچينتوروم - با باء موحده كه تركها بدروم مىگويند ، كه اين پنينشلاء نيز از توابع ولايت منتشيه است و در جنوبى آناطولى واقع است و ميان جزيرهء كوس كه تركها استان كوى مىگويند - مىگذرد . بدروم را يونانيان آلىكارناسوس مىگفتند .
پس از آنكه چند ميل از جزيرهء كوس گذشت باز حركت واپور به شمال مغرب بود . از مغربى جزيرهء سموس گذشته به جزيرهء كيوس مىرسد كه تركها جزيرهء سقز مىگويند و چند اسم ديگر هم دارد . از جزيرهء سقز تا اسلامبول همان خط است كه در وقت رفتن اسكندريه ، از اسلامبول تا آنجا در اواخر شوال المكرم مرقوم شده است .
از رودس تا ازمير ، همه جا سواحل آناطولى پيدا است و از ميان جزاير مجموعه مىگذرد .
بعضىجا از يك ميل كمتر به ساحل نزديك مىشود .
در ازمير خبر فوت مصطفى پاشا برادر خديو مصر اسماعيل پاشا را شنيدم كه در ماه ذى الحجهء گذشته وفات كرده . گفتم : « از بخت توفيق پاشا پسر بزرگ خديو است . اگر حليم پاشا پسر محمد على پاشا هم كه عموى خديو است بميرد ديگر منازعى در ملك و حكومت براى خديو و اولاد او نخواهد بود . در حقيقت محل حكمرانى مصطفى پاشا بود كه به سراى جاودانى
سفرنامه فرهاد ميرزا ( فارسى ) — صفحة 241
مساهمون: غلام رضا طباطبايى مجد
ص٢٤١