حيفا 130 ، و عكه - كه اهل اروپا سنت جاناگرى مىگويند - و از بندر صور و صيدا گذشتيم .
بيروت در بالاى تپه و كوه واقع است . خانهها بر روى هم واقع شده ، خيلى باصفا است و تقريبا هشتاد هزار نفوس از هر گروه و مذهب دارد . قونسولهاى دول خارجه تمام آنجا منزل دارند . در شرقى بيروت كوه قسروآن است كه برف داشت . گفتند ، تابستان آنجا برف را حفظ مىكنند و هميشه به بيروت مىآورند . اين كوه ، يك رشته از كوه عظيم لبنان است كه از طرابلس تا صيدا احاطه دارد . در معنى ، طرف شرقى ، جنوبى و غرب بيروت را گرفته است . از بيروت به هرطرف كه به روى بايد از سلسلههاى كوه لبنان عبور بشود . ياقوت در مراصد الاطلاع مىگويد : « لبنان بالضم و اخره نون جبل مطل على حمص يحبى من العرج الذى بين مكة و المدينه حتى يتصل بالشام فما كان بفلسطين مهو جبل الحكم و ما كان بالاردن فهو جبل الخليل و بدمشق سير و بحلب و حماه و حمص لبنان و يتصل بانطاكيه و المصيصة و يسمى هنالك اللكام يمئد الى ملطيه و شمشاط و قاليقلا الى بحر الخزر فيسمى هنالك القيق . »
خود بيروت رودخانه [ اى ] دارد كه از شرقى شهر مىگذرد و داخل دريا مىشود . آب او خوب نيست . نهر الكلب رودخانهء خوبى است كه از قسروآن جارى است . آب او را كمپانى انگليس به شهر بيروت آورده كه از نهر الكلب تا بيروت چهار ساعت راه است . هر متر كه به خانهها مىفروشند در عرض سال يك صد و پنجاه فرنك مىگيرند . متر به قدر لولهء آفتابهء كوچكى است .
مدرسههاى خوب ، كمپانى فرانسه و آمريكا و انگليس و آلمان « 1 » براى دخترهاى ارامنه و روميه و كتوليك « 2 » ساختهاند كه خرجهاى گزاف كردهاند كه هزار نفر دختر در آن مدارس به تعليم مشغولند مىگويند ، اولاد غالبا تابع مادر است ، همينكه مادران مذهب عيسوى داشته باشند اولاد آنها نيز تابع شده عيسوى مىشوند . در معنى ترويج مذهب عيسوى است .
صبحى ، ترجمان اسكندر بيك قونسول دولت عليه ايران پسر الياس بيك به واپور آمد . عذر آورد كه : « اسكندر بيك رمد داشت ، از آن جهت اذن خواست كه در سوارى دريا او را معاف بفرماييد . » قايق حاضر كرديم و به خشكى رفتيم . اسكندر بيك در اسكله بود ، چشمش درد مىكرد ، بسته بود . عسكر اسكله تعليم نظامى كرده به قونسولخانه رفتم . از آنجا سوار كالسكه شده اطراف شهر را تماشا كردم . در طرف راه شام يك صحراى وسيعى را ديدم كه درخت آن مثل درخت صنوبر بود كه تخم او را فستق مىگويند . آن درخت از جنس صنوبر است كه كاج باشد . تفاوتى كه دارد تخم او بزرگ است . مثل پسته بو مىدهند و مىخورند كه خيلى چربى دارد . كاجهاى ايران تخمش كوچك است . بهحسب لغت ، فستق معرب پسته است كه ثمر معروف است ولى عربان و اهالى مصر و شام اين درخت [ را ] كه از جنس كاج است صنوبر مىخوانند . از ثمر او روغن گرفته مىشود كه دبتن الفستق مىگويند . البته ده هزار از اين جنس
هامش
( 1 ) متن : آلمانيه .
( 2 ) كاتوليك .