اسلامبول بشويد . »
گفتم : « در راه گرانتين است ؟ »
قسم خورد كه گرانتين را از بيروت برداشتهاند .
گفتم : « اگر گرانتين باشد پول كرايه را در اسلامبول پس مىگيرم . [ در ] اين سفر خيلى كپيتانهاى شما اذيت كردند ، تفصيل را در اسلامبول به كمپانى خواهم گفت . » بعد استخاره كردم [ براى ] رفتن با اين واپور ، آيهء
ثُمَّ نُخْرِجُكُمْ طِفْلًا
» آمد و ماندن شش روز تا واپور برسد بد آمد . لهذا متوكلا على الله از آن كشتى به اين كشتى آمديم . كشتى را چنان بهم وصل كرده بودند كه مردم از اين كشتى به آن كشتى پا گذاشته مىرفتند . اوضاع قمره اين كشتى از آن كشتى بهتر است . ارتفاع اين كشتى زيادتر است و قريب هزار نفر مسافر دارد كه در سطحه روى هم مثل گوسفند خوابيدهاند . بارهاى ما و آدمهاى ما را در سطحهء بالاى سرما جا دادهاند .
خداوند مهربان تفضل كند كه به سلامت انشاء الله به اسلامبول برسيم .
پرتسعيد بندرى است كه اسكندريه را به جهت احداث اين كنل شكست داده و رفتهرفته آبادى آن از مصر خواهد گذشت . قونسولهاى دول فرنگستان همگى آنجا هستند .
عرض پرتسعيد « لايو » سى و يك درجه و شانزده دقيقه شمالى و طول شرقى پرتسعيد « لبيح » سى و دو درجه و هيجده دقيقه گرينيچ است .
پرتسعيد - اسلامبول
روز دوشنبه يازدهم محرم :
شب دوشنبه مزبور نيم ساعت از شب گذشته واپور هنگريه كه به اسم هانگرى - ولايت هانگرى - موسم است از پرتسعيد راه افتاد . روز دوشنبه دو ساعت از دستهء ساعت گذشته وارد لنگر يافه شديم كه كشتى لنگر انداخت .
از پرتسعيد تا يافه يك صد و سى و پنج ميل است . حركت كشتى به مشرق بود . يافه بندرگاه بيت المقدس است . بندر قشنگى است . در بالاى تپه واقع شده . در مراصد الاطلاع يافا [ را ] بالقصر ضبط كرده است . از كشتى درآمده به تماشاى يافه رفتم . احسان بيك قايممقام [ يافه ] دم اسكله با نظام ايستاده بود . در مراجعت تا واپور مشايعت كرد و به واپور آمد . از نجباى ترك است . وكيل دولت ايران در يافه احمد افندى است . در قدس [ قونسول ] محمد هادى افندى است - كه ميرزا هادى شيرازى پسر حاجى محمد على جواهرى است [ و ] از طرف مادر از سادات فسايى است - تا علم شير و خورشيد را ديده بود به كشتى آمد . در قدس بسيار خوب حركت كرده ، زبان انگليسى ، عربى و تركى مىداند . بارى ، در مقام مريميه گفته بودم :
تا مصر بيايم و نيايم * ديگر بچهسان سخن سرايم