تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه فرهاد ميرزا ( فارسى ) — صفحة 231

مساهمون:

ص٢٣١
اسماعيليه ديگر كنل نمىتوان گفت . آب دريا رفته‌رفته بحيره بزرگى شده است . چنانچه از گرين تا ده ميل ديگر در ميان بحيره از يمين و يسار علامت گذاشته‌اند كه واپورها از ميان آن علامت‌ها بگذرند . در بيست و پنج ميلى سويس مناره ساخته ، فنر بزرگى بالاى او در ميان كنل گذاشته‌اند كه شب‌ها روشن مىكنند . از فنر به آن‌طرف ديگر در ميان بحيره علامت نيست . عمق بحيره در اين چند سال كه آب به صحرا افتاده به قدر شش هفت قلاج است كه از اغلب جا ، واپور حركت مىكند . پس از آن‌كه از بحيره اول دررفتى ، فنر ثانى است . باز علامت گذاشته‌اند كه داخل كنل ثانى مىشوند . در دو طرف اين كنل نى و گز بسيار روئيده است . عنقريب تمام آن اطراف را خواهد گرفت . طول كنل ثانى چهار ميل است . از كنل كه درمىآيى بحيره ثانى است . در اين بحيره آب كه به صحرا افتاده است پست و بلند [ ى ] بسيار داشته ، جزيره‌هاى كوچك بسيار است . طول اين بحيره تا اسماعيليه هشت ميل است . چون عمق اين بحيره كم است همه‌جا در ميان كنل علامت گذاشته‌اند . اسماعيليه ، آبادى دارد و عمارت خوبى خديو مصر ، اسماعيل پاشا ساخته است [ كه ] در يسار راه واقع شده . از نزديكى اسماعيليه حركت واپور به ما بين شمال مشرق و مشرق است تا داخل كنل سيم مىشود . پس از دو ميل راه كه طى شد باز به سمت شمال حركت مىكند . عرض اين كنل تا هشت ميل ، به قدر چهل متر است . در اول كنل سيم عدد چهل و يك است كه تا پرت‌سعيد چهل و يك مانده است . پس از آن باز گشادتر مىشود . بعضى جا طرف يمين را سنگ‌چين كرده‌اند كه خراب نشود . صحراى ريگ نرم در طرف يسار بود و به قدر دو سه ذرع هم از كنل پر كرده است كه هميشه پاك مىكنند . آفت اين كنل على الظاهر همان ريگ نرم است . آفتاب كه غروب كرد در مسافت سى ميل به پورت سعيد مانده كشتى لنگر انداخت و اقامت نمود . شب را در كنل مانديم . اسماعيليه اگرچه در كنار كنل است ولى از راهى كه در بحيره ثانى براى عبور سفاين معين كرده‌اند دور است ، بايد با زورق و قايق تا اسماعيليه رفت .

روز يكشنبه دهم محرم الحرام :

كه روز عاشورا است . صبح زيارت عاشورا را خواندم و در عبادت « اللهم انى اتقرب اليك فى هذا اليوم و فى موقفى هذا و ايام حيوتى بالبرآئة منهم . » كنل و واپور را شاهد گرفتم كه خداوند انشاء الله مرا از بندگان آستان ، بل از سگان عتبه عرش‌مرتبه محمد و آل محمد محسوب داشته در زير لواى ايشان محشور كند :
« احمد لواى خويش ، على را سپرده بود * من زير آن بزرگ و مبارك لوا شود ؟ ؟ ؟ »
يك ساعت از دسته گذشته واپور راه افتاد . به قدر پنج شش ميل حركت كرده بود كه لنگر انداخت . به قدر دو ساعت جايى كه بايد توقف بكند ايستاد تا كشتى فرانسه آمد گذشت . واپور