تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه فرهاد ميرزا ( فارسى ) — صفحة 229

مساهمون:

ص٢٢٩
امروز از فضل خداوند مهربان دريا آرام بود و حركت واپور راحت است .

روز چهارشنبه ششم محرم :

الحمد الله تعالى از فضل خداوند ، از ديروز تابه‌حال هوا ملايم و دريا چنان سالم است كه آب در كاسه ، حركت ندارد . صبحى در بين الطلوعين يك واپور در دريا ، يعنى در خليج سويس ديدم كه سيم تلغراف انگليس به عدن مىكشند . در اغلب معموره ، حالا سيم تلغراف وصل شده است . چند واپور بارى هم به طرف بمبائى مىرفت . به خليج كه رسيديم در دريا مرغ ماهىخوار به جهت قرب ساحل پيدا بود . در بعضى جا عرض خليج تقريبا ده ميل است . آن ديوانه پسر كه ذكر شيطان دارد اهل كشتى را به عذاب آورده ، متصل او ورد شيطان دارد و مادرش درد و افغان . شصت هفتاد ميل به سويس مانده حركت كشتى به شمال واقعى بود .

روز پنجشنبه هفتم محرم الحرام :

از شب پنجشنبه مزبور شش ساعت و نيم گذشته واپور در لنگرگاه سويس ايستاد . تقريبا در سى و هشت ساعت از ساحل وجه تا سويس آمد . امروز صبحى ، چنان مه و دمه دريا را گرفته بود كه هيچ جبال اطراف پيدا نبود . ديشب يك نفر از اهل آناطولى حاجى حسن‌نام كه از مدينه تاكنون ناخوش بود و هشتاد سال زيادتر داشت وفات يافت . صبحى از گرانتين يك نفر آمد كه وارسى بكند . خبر آن مرده را يافت و رفت . اطباى كومسيون آمده يكى از آن‌ها كه حكيم‌باشى است مخلص افندى است ، مىگفت : « پنج سال در تهران به همراه حيدر افندى بودم . » تفصيل را به او حالى كردم تصديق كرد كه از ناخوشى وباى مسرى نيست . اذن داد كه كشتى برود . عصرى ، از دلتنگى سوار قايق شده قدرى در ميان دريا سير كردم . دريا چنان آرام بود كه گويى خاك راكد است يا مآء جامد . تا ليمان سويس كه كمپانى فرانسه ساخته رفتم . الحق عجب ليمانى است . عرض بالاى او سه ذرع و عرض قعر او كه در دريا است تقريبا پانزده ذرع مىشود كه سفاين در هنگام طغيان دريا به آن ليمان داخل شوند . وقت غروب ، احمد آقاى وكيل دولت ايران در سويس ، آدم‌هاى ما را ديده مطلع شده بود كه ما به لنگرگاه آمده‌ايم ، به واپور آمد .

روز جمعه هشتم محرم الحرام :

صبح در لنگرگاه كشتى محروسه را ديدم كه در اوايل ذى القعده الحرام به زيلع روانه بود [ و ] عسكر مىبرد . ده روز است كه از زيلع برگشته است . امروز هم تا ظهر در زحمت اجازهء تلغراف كومسيون كنل « 1 » بوديم كه كشتى را اجازهء حركت بدهند . صريح پيغام دادم كه : « اگر امروز اجازه ندهند ، به مصر و به اسلامبول به وزير مختار تلغراف مىزنم و از جده تا اين‌جا هرچه بر اهل حاج گذشته است اعلام خواهم كرد . » تا دليل
هامش
( 1 ) كانال .