تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه فرهاد ميرزا ( فارسى ) — صفحة 228

مساهمون:

ص٢٢٨
الله الله راهمان ده * در خانهء خود پناهمان ده
تا عفو تو دستگيره كرده * شامل به جوان و پير كرده

روز سه‌شنبه پنجم محرم الحرام :

صبحى قايم‌مقام وجه و احمد افندى محافظ يوزباشى و حكيم‌باشى و غيره به ديدن آمده بودند . قايم‌مقام عذرخواهى كرد كه من مقصرم . گفتم : « چرا بايد ندانيد شما كه در كشتى كى مىآيد و كى مىرود ؟ » گفت : « ناظر گرانتين ما را هم نمىگذارد كه به كشتى بياييم ، از كسى احوالى جويا بشويم . التماس عفو دارم كه قصور ما را عفو كنيد . اگر كاغذ قايم‌مقام جده به ما نمىرسيد به كلى مقصر مىشديم . اگر مىدانستيم وقت ورود سركار توپ مىانداختيم . التماس دارم كه به حضرت خديو از ما شكايت نكنيد . » و گفت : « در شش هزار حاجى كه اين‌جا آمده است سى نفر مرده است آن هم از اهل مغاربه بود . هيچ سال به چنين خوبى نبوده است و جاى شكر است . » بعد از ساعتى مرخص شده رفت و در حركت كشتى هفده تير توپ انداختند . عملجات گرانتين هم بسلامت وارد شدند . پنج ساعت از دسته گذشته واپور از ساحل وجه به خير و عافيت حركت كرد . وقت رفتن به حاجى عباس آقا گفتم : « در اين ممالك عثمانى به هيچ‌وجه از كسان ما مطالبهء وجهى كه خلاف حساب باشد نكرده‌اند و اين‌جا هم اگر چيزى باشد معين بكن به محافظ بگو . چون ، محافظ آمده بود مىگفت ، كسان شاهزاده را معاف كرده‌ايم . بعد كه عملجات آمدند معلوم شد كه از آن‌ها هم مثل ساير حاج پول گرفته‌اند . » جاى عباس آقا به خشكى رفت ، محافظ خيلى غريب دانسته بود مبادا به فلانى خلاف گفته باشند ، خودش به ميان عسكر رفته بود معلوم بكند و آن شخص را هم تنبيه بكند . در اين بين صداى نفير اول واپور برخاست . حاجى عباس آقا بىاختيار مراجعت كرد و از محافظ خبرى نشد . خلاصه از محافظ جبال سمت شرقى وجه را پرسيدم ، گفت : « جبال جهينه است كه اعراب بدوى سكنى دارند . » و مىگفت : « در ميان اعراب آدم هست كه چهار روز نه غذا مىخورد و نه آب مىنوشد . از مويلح تا اين‌جا چهار روز راه است مىآيند و در اين‌جا غذا مىخورند . اين اعراب با اعراب ينبع عداوت دارند . » امروز ماهى كوچك غريبى صيد شد كه رنگ قرمز داشت و خال‌هاى كبود فيروزه نشان به قطار داشت . در پشت ماهى هم يك قطار تيغ بود . خيلى خوشگل و خوش‌هيئت بود . مويلح را مليح كزبير در خارت‌ها مىنگارند 125 كه در ساحل دريا در ما بين شمال و مغرب وجه است و حركت كشتى از وجه به طرف سويس چند ميلى به مغرب حركت كرده پس از آن‌كه ساحل دور شد تا سويس حركت او به ما بين شمال مغرب است .