تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه فرهاد ميرزا ( فارسى ) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦
مشاراليه مرد باسواد باكمالى است و از نشان مرحمتى اعليحضرت تشكر داشت ، [ آن را ] آويخته بود ، گفت : « فرمان اين نشان به من نرسيده است ، خواهش دارم كه فرمان او را از تهران بفرستيد . » گفتم : « انشاء الله تعالى اهتمام كامل خواهم كرد و به خاكپاى مبارك شاه از حسن مراقبت شما و شريف در كار عجم شرح وافى عرض خواهم كرد . » بعد از رفتن ايشان باز به رمى جمرات ثلاث پرداخته به منزل آمدم . نماز ظهر را در مسجد خيف خوانده روانهء مكه معظمه شديم و معنى ،
« فَمَنْ تَعَجَّلَ فِي يَوْمَيْنِ فَلا إِثْمَ عَلَيْهِ وَ مَنْ تَأَخَّرَ فَلا إِثْمَ عَلَيْهِ »
معلوم شد كه مردم چگونه در آمدن تعجيل داشتند ، ازدحام و جمعيت چنان بود كه از منى تا شهر مكه معظمه متصل راجل و راكب و شقدوف و بار بود كه در كوچه‌هاى تنگ به يكديگر مىخورد و بار مىافتاد . شقدوف از پشت شتر بىتنك و كفه مىغلطيد كه تفصيل آن ديدنى است و به تحرير راست نيايد . باوجود آن‌كه چهل نفر عسكر سواره و پياده همراه ما بود به زحمت تمام راه را طى كرديم و در نزديكى حجون به زيارت قبر حضرت خديجه كبرى عليهما السلام رفتم . در اين چند روزه فرصت نشده بود . حضرت ابو طالب بقعه عليحده دارد و حضرت عبد المطلب و عبد مناف در يك بقعه هستند كه به محوطهء اين سه بزرگوار از يك در داخل مىشوند و هاشم پدر عبد المطلب در غزه شام مدفون است كه بندرى است در ميان شام و مصر و حضرت آمنه ام رسول الله صلى اللّه عليه و آله بقعهء ديگر دارد ولى موافق اخبار صحيحه حضرت آمنه در ابواء سه منزلى مدينه وفات يافته و قبر شريفشان آن‌جا است . حضرت خديجه كبرى بقعه ديگر دارد و الحق زنى است كه مردان عالم بايد خاكپاى او را توتياى چشم بكنند . « به زير مقنعهء وى بسى كله‌داريست » بعد از زيارت آن بزرگواران به زحمت تمام به منزل آمده وقت غروب آفتاب به حمام رفتم . از حمام درآمده به حرم مبارك مشرف شده طوافى مخصوص براى والدهء خود كرده كه به‌جز من كسى را ندارد :
نسطورى و مؤيدش نژادش * اسلامى و ايزدى نهادش
بگريخته از عتاب نَسطور * آويخته در كتاب مسطور
ديروز و امروز باران خوب آمد كه مدتى بود در مكه معظمه باران نيامده بود . الحمد الله تعالى امسال در اين ازدحام در عرفات و منى فوت و موت عام اتفاق نيفتاد و هوا خوش گذشت . عرفات در طرف مشرق مايل به جنوب مكه معظمه اتفاق افتاده است .

روز سه‌شنبه سيزدهم ذى الحجه :

صبحى بعد از نماز از قرآن مجيد تفأل كردم كه اذن دخول بيت دارم كه با اين پاى كثيف كه به‌خلاف شرع ، طريق‌ها طى كرده و خواهد كرد به آن مقام مقدس بروم يا نه ، اين آيهء شريفه آمد كه در اول سورهء لقمان است :
« الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ بِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ
سفرنامه فرهاد ميرزا ( فارسى ) — صفحة 206 | غلام رضا طباطبايى مجد / فرهاد ميرزا