بزرگ ما بين شمال و مغرب است . وقتى كه از مشعر الحرام به مكه مىآيى طرف راست است .
ولى كوه قزح كه قاموس مىگويد قزح كزفر جبل مزدلفه است . جبل الرحمه را هم كه خاقانى مىگويد باز درست معلوم نشد :
پس بر سر كوه رحمت آيى * آن قبه عهد آشنايى
آدم به سرش فراز رفته * طاق آمده جفت باز رفته
ولى به قرينه چنان دانستم كه جبل قزح آن كوه ما بين مشرق و جنوب مشعر الحرام است كه به شكل مخروط واقع است و در وقت آمدن از مشعر الحرام به مكه معظمه در طرف چپ واقع است .
و جبل الرحمه همان جبل عرفات است كه حضرت آدم حوا را آنجا شناخت .
بعد از ورود به منى به واجبات ثلاثه پرداخته ، اول به عقبه اولى و جمرهء اولى كه طرف مكه است رفتم . چون نعلين اذيت مىكرد ، « تهىپاى رفتن به از كفش تنگ » نعلين را درآوردم . از كنار مسجد خيف تا عقبه اولى هزار ذرع زيادتر است . پس از رمى جمره به منزل آمده واجب ثانى كه ذبح هدى است به عمل آورده . براى احياء و اموات نيز قربانى كردم .
ثالث ، تقصير نموده ناخن گرفتم . بعد از تقصير ، جميع آن چيزى كه از احرام حرام بود به حكم خداوند ذو الجلال حلال شد مگر مواقعه ، صيد و بوى خوش كه او را مهيج شهوت انسانى در زن دانستهاند .
بعدازظهر به عجيل سوار شده به مكه معظمه آمدم . طواف واجب كردم و حج تمتع را به عمل آوردم . نماز را در مقام ابراهيم خواندم كه پس از آن طواف و نماز ، بوى خوش نيز حلال مىشود . از باب الصفا بيرون رفته به سعى ما بين صفا و مروه مشغول شده چون پابرهنه بودم و هوا گرم بود در سعى ششم و هفتم از حالت افتادم كه مصطفى قواس و عسكر زير بغل مرا گرفته مىبردند و مىآوردند . پس از اتمام عمل ، ثانيا به حرم مشرف شده طواف نساء كه در مذهب جعفرى اثنا عشرى واجب است به عمل آوردم كه پس از اين طواف و نماز ، زن و صيد نيز حلال مىشود .
وقتى كه طواف نسآء به انجام رسيد در مقام حنبلى كه خواجهها منزل دارند بىاختيار افتادم . فى الحقيقه زحمت اعمال حج روز عيد اضحى است كه بايد در منى واجبات را به عمل آورد و به مكه معظمه براى طواف و سعى آمد و برگشت . اگرچه روز يازدهم هم به مكه آمدن و اين اعمال را بهجا آوردن جايز است ولى عيد اضحى شرافت ديگر داشت . نخواستم كه اعمال روز ترويه ، عرفه و اضحى از يكديگر بريده و منقطع شود . براى بيتوته ايام تشريق به منى برگشته وقت غروب به منى رسيدم ، كسل و فسل كه حالت دعا و انابت نبود . انشاء الله عطاياى الهى پردهپوش خطايا است و حب ائمهء اطهار شفيع هر گنهكار .
شب يازدهم مرتكب عمل دنيوى شدم . مشعلچى قادر آقاى دزد كه گويا خواهرزادهء او بود يا سمت قرابت داشت براى چهار شب توقف در منى و مشعر و برگشتن به منى چهار امپريال گرفت كه دو مشعل « من الغسق الى الفلق » دم چادر و ميان عسكر و قراول روشن كند . شب