عليه السلام نياز كردم كه دستگيرى فرموده پاى مرا شفا دادند . بعد گفتم روز ترويه است كه حضرت سيد الشهدا در اين روز به سفر كوفه رفتند . يك طواف ديگر كرده ثواب آن را به حضرت سيد الشهداء روح من والاه فداه پيشكش كردم . از بنده همان خوشتر است كه به هر حالت باشد مولاى خود را ياد كند و الا متاع عالم و ما فيها در نظر مبارك ايشان با خاك يكسان است . نملهاى كه پاى جراد به خدمت حضرت سليمان به زعم خود هديه آورده بود كه هرگز حضرت سليمان چنين چيزى نديده است و حضرت در حق او بخشود و عنايت فرمود .
بارى يك حزب قرآن هم در حجر اسماعيل خوانده به منزل برگشتم . بعدازظهر به حرم مبارك رفته در چاه زمزم غسل كرده احرام حج تمتع بستم . خواجهها احمد آقا ، عبد الرحمن آقا و حمزه آقا الحق چنان چاه زمزم را قوروق كردند كه احدى بهجز آبكش و آدمهاى خودم نبود .
محل احرام بطن وادى مكه است ، در هر مكان و موضع باشد ولى مستحب آن است كه در مسجد الحرام يا در مقام ابراهيم يا حجر اسماعيل باشد . من در مقام ابراهيم كه نزديك به چاه زمزم است احرام بستم . نيت احرام چنين است كه : « احرام مىبندم ، يعنى خود را وامىدارم بر ترك محرمات احرام در حج تمتع به جهت اطاعت و فرمان خداوند عالميان واجب قربة الى الله . » و تسبيح اربعه نيز واجب است كه بعد از احرام گفته شود بعد از احرام ، طوافى در خانهء خدا كرده ثواب او را به امام عصر عجل الله فرجه پيشكش كردم .
در مقام حضرت ابراهيم نماز طواف مىخواندم ، ملاباشى آمد شبهه كرد كه طواف بعد از احرام صحيح نيست بايد تجديد احرام بكنيد . يك نفر از ملاهاى مازندرانى آنجا بود گفت :
« عيب ندارد . » آخر گفتم : « تجديد احرام ضرر ندارد . » ثانيا احرام بسته سه ساعت به غروب مانده بود وارد منى شديم .
از مكه معظمه كه بيرون مىآيى هنوز بيوتات مكه تمام نشده در طرف چپ مقبره حجون ، به تقديم الحاء على الجيم است كه در آنجا قبر حضرت خديجه سلام الله عليها و ساير اجداد رسول صلى الله عليه و آله است . در منى ميان دو كوه واقع شده . مسجد خيف وقت رفتن به عرفات در طرف راست است كه در دامنهء كوه است . منى در طرف مشرق و مايل به جنوب مكه معظمه است .
مسجد خيف را اول ملك الاشرف خادم الحرمين قايتباى ساخته است كه اسم او در بالاى محراب است و بالاى در كه داخل مىشوند نيز نوشتهاند كه به تاريخ هشتصد و نود و چهار ساخته شده است . بعد سلطان احمد خان بن السلطان محمد خان ثالث در سنهء هزار و بيست و پنج تعمير كرده است كه به همين عبارت مرقوم است : « امر به تعمير مسجد الخيف و موضع فسطاط النبى صلى الله عليه و آله ، سلطانه البرين و البحرين خادم الحرمين الشريفين السلطان احمد خان بن السلطان محمد خان خلد الله خلافة الى آخر الزمان . به تاريخ سنهء خمس و عشرين و الف . »
در ميان صحن گنبدى است كه اطراف او باز است و محراب هم دارد . از اين عبارت چنان معلوم مىشود كه جاى فسطاط حضرت رسول ( ص ) آنجا بوده است و مسجد ، آن است كه
سفرنامه فرهاد ميرزا ( فارسى ) — صفحة 200
مساهمون: غلام رضا طباطبايى مجد
ص٢٠٠