تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه فرهاد ميرزا ( فارسى ) — صفحة 199

مساهمون:

ص١٩٩
راست شد . ركن يمانى در غربى جنوبى . ركن عراقى ، ما بين شرق و شمال . ركن شامى ، در مقابل حجر الاسود در غربى شمالى . باب بيت ، ما بين ركن حجر الاسود و ركن عراقى كه به حجر الاسود نزديك‌تر است . ميزاب رحمت كه مردم ناودان طلا مىگويند ما بين ركن عراقى و شامى است . در زير او در وسط در پردهء سياه كه جامهء كعبه است اسم سلاطين را با مفتول‌دوزى زرد ، نقش مىكنند . حجر اسماعيل در زير ميزاب رحمت است كه آب ناودان به حجر اسمعيل مىريزد . مستجار ما بين ركن يمانى و شامى است كه در مقابل در خانهء خدا است و به ركن يمانى متصل است . كوه صفا در شرقى خانهء خدا و در دامنهء كوه ابو قبيس است . مروه فيما بين شمال و مشرق خانهء خدا است . و فاصله ميان كوه صفا و كوه مروه سيصد و چهارده ذرع است .

روز چهارشنبه هفتم شهر ذى الحجة :

كه به حساب سالنامهء اسلامبول روز هشتم مىشود ترويه حساب كردند . سعيد پاشا امير حاج عناد كرده اوّل ، محمل مصرى به منى و عرفات رفت و بعد از يك ساعت محمل شريف را حركت دادند . اوضاع و اسباب خود محمل مصرى به نظر بهتر از محمل شريف شامى مىآمد . عمارت شريف در كنار كوچهء عام واقع است و از آن كوچه به عرفات مىروند . من با آن‌ها مخالفت كرده نرفتم . اهل شيعه از هر ولايت و عجم‌ها كه تقريبا پنج هزار مىشدند از من استعلام كردند . گفتم : « من امروز نخواهم رفت و اهل عجم هم مأذون نيستند بروند . » همگى متابعت مرا كردند و كسى از شهر مكه معظمه حركت نكرد . قبل از ظهر به حرم مبارك رفته طواف كردم و در تخت ميزاب رحمت دعا كرده ، براى كبوترهاى حرم دانه گرفته پاشيدم و به منزل برگشتم . تقى الدين پاشا والى حجاز در حركت و سكون پيغام داده بود ، گفتم : « من فردا خواهم رفت . » لهذا محمد آقاى ملازم را با عسكر معين كرده كه همراه ما باشد . به قول عرب‌ها و عجم‌ها : « اين امر نادرى بود كه اتفاق افتاد ، شما آن شب در وادى فاطمه از اردوى پاشا با قراول اطراف اردو بيرون آمديد و امشب حضرات به منى رفته ، شما در مكه معظمه مانديد . » عصرى باز به حرم محترم مشرف شده چون اغلب مردم به منى و خيف رفته بودند و حرم مبارك خلوت بود طواف كرده ، در مقام ابراهيم نماز خواندم و ثواب اين طواف را مخصوصا به روح وليعهد و مرحوم محمد شاه و والدهء مرحومه نياز كردم . شب پنجشنبه هشتم ، ساعت چهار به زيارت رفتم و طواف كردم . چون خلوت بود در هر شوط استعلام حجر و تقبيل ممكن شد . نماز را در حجر اسماعيل خواندم و به منزل آمدم و ثواب اين طواف را به روح خاقان مغفور و شاه شهيد آقا محمد خان و حسينقلى خان پدر بزرگوار خاقان خلد مكان و والدهء شاه نياز كردم .

روز پنجشنبه هشتم ذى الحجة :

كه روز ترويه است سعيد پاشا به عناد بىدليل روز عرفه كرده بود . صبحى ميرزا عباسقلى آمد . بعد به حرم مبارك مشرف شده طواف به‌جا آوردم و در هر شوط تلثيم حجر شد . نماز را در حجر اسمعيل تخت ميزاب رحمت خوانده ثواب او را به روح پرفتوح سبط رسول امام حسن