تقليد بر آن بوده بر اين شده كه بعد از تقصير ، طواف نساء را شخص مقلد بهجا آورد . از اين جهت در اين محل هم طواف نسآء كرده ، دو ركعت نماز طواف نسآء قربة الى إله در مقام ابراهيم به عمل آورده نماز ظهر و عصر را خوانده سه ساعت به غروب مانده بود به منزل برگشتم .
عصرى شريف عبد الله برادر كوچك شريف آمده بود . بسيار جوان مبادى آداب خوشرو و خوشصحبتى است . [ باز ] عصرى اهل عراق و تجار ، به ديدن آمدند . ميرزا عباسقلى به ديدن آمده بود . از زحمات راه جبل صحبت مىداشت .
شب سهشنبه هم به حرم مبارك رفته دو طواف ديگر كردم يكى احتياطا طواف نسآء را به عمل آوردم كه ملاباشى گفت : تقصير را خودتان بايد كرده باشيد ، ديگرى اگر شارب بزند يا ناخن بگيرد صحيح نيست . » و يكى هم طواف مستحب بهجاى آوردم .
وقتى كه به خانه آمدم شش ساعت از شب گذشته بود .
مكهء معظمه
روز سهشنبه ششم ذى الحجه :
صبحى ، جناب شريف عبد الله با كالسكه به ديدن امين صره رفت . حاج شام در همان مكان اردو كه تقى الدين پاشا [ زده بود ] به استقبال آمده بود . رسم است كه عسكر شامى و امير حاج آنجا منزل مىكنند و براى شريف هم رسم است كه خلعت از دولت مىآورند كه خلعت پوشيده وارد مىشود . من به زيارت مشرف شده طوافى كردم و نماز را در مقابل مقام ابراهيم خوانده در محل نماز حنبلى آقا سرور خواجه قاليچه انداخته قرآن خواندم . چون ختم قرآن در مكه مستحب مؤكد است به تلاوت قرآن ابتدا كردم ، كه انشاء الله توفيق اتمام باشد . به تماشاى زمزم رفتم ، آب خوردم . اطراف چاه را از مرمر بالا آوردهاند كه ضايع نشود و متصل ، آب مىكشند .
شعر خاقانى يادم آمد كه آن وقت كه او ديده بود مرمر نداشته و به آفتاب خطاب مىكند :
زانجا گذرت به زمزم افتد * چشمت به سواد اعظم افتد
با صفوت زمزم مطهر * محتاج طهارت است كوثر
از بس كَشِشِ رسن به هرگاه * دندانه شده دهانهء چاه
ميم است به شكل سين نوشته * يا منشارى است حلقه گشته
يارى ده اى حيات عالم * با دلو كشان چاه زمزم
گر دلو همى دريده گردد * يا گر رسنش بريده گردد
دلو فلك آورى به چاهش * سازى رسن از نطاق ماهش
از آنجا به منزل آمده ، عمه زينت الدوله به ديدن آمده بود . شمع ايران خانم صبيهء مرحوم شجاع السلطنه حسنعلى ميرزا از شيراز آمده بود . حساب كرديم ده نفر از اولاد خاقان مغفور در