راه افتاديم . در نزديكى قبور شهداى فخ « 1 » 105 كه در يمين راه در دامنهء كوه است جايى براى پاشايان شام ساختهاند كه در وقت آمدن حاج ، با توپ و عسكر آنجا منزل مىكنند .
جناب تقى الدين پاشا والى حجاز با عسكر به استقبال آمده بودند من از راه قدرى كج كرده آنجا رفتم و والدهء احتشام الدوله ، احمال و اثقال را فرستادم با چند نفر عسكر به مكه معظمه رفتند . مشاراليه تا بيرون صفه عمارت استقبال كرده هفده تير توپ انداختند و يك فوج عسكر تعظيم نظامى كردند . دويست سوار هم بود [ كه ] با شمشيرهاى آخته صف كشيده بودند . به قدر ده دقيقه نشسته قهوه خورده برخواستم . مشاراليه مرد محاسن سفيد معقولى بهنظر مىآمد . از پاشايان ديگر امتياز دارد و از علماء بودهاند .
اينكه اعراب گفتند كه شهداى فخ در اين دامنه است مثل آن حرف است كه در منزل جديده يكى از مشايخ گفت : « هذا حنين . » و هيچ نمىدانست كه حنين كجاست . فخ آنچه معلوم شده است در طرف طايف است كه در شرقى مكه معظمه باشد ، هيچ مناسبت به اين مكان ندارد . مجال و فرصت هم نبود كه به دامنهء كوه رفته اگر احجار قبور منقور باشد چيزى معلوم كرد .
القصه ، قدرى راه كه آمدم گفتند جناب شريف عبد الله امير مكه به كالسكه سوار شده به تاخت مىآيد . قدرى خارج از راه براى ما چادر زده بودند . در چادر پياده شده انتظار دارد . من هم از راه كج كرده به ديدن او رفتم . از تخت پياده شدم ، تا بيرون چادر به زحمت تمام كه پاى راست او مفلوج شده است به استقبال آمده ، در آن مجلس مختصر دانستم كه خيلى آدم زرنگ و قاعدهدانى است . به قدر ده دوازده دقيقه نشسته برخاستم . وقتى كه از كنار اردوى مصرى گذشتم سواران نظام مصرى استقبال كرده هفده تير توپ هم آنها انداختند . با نظام و سوار وارد مكه معظمه شديم و جناب شريف ، خانهء برادر خودش جناب شريف عون را كه خانهء آباء و اجداد اوست براى ما معين كرده بود ، آنجا منزل كرديم . برادرش دم در ايستاده بود ، به همراه او بالا رفتم . حاجى احمد آقا هم از جانب دولت علّيه ايران كه جنرال قونسول جده است امروز وارد شده بود . در عرض راه به استقبال آمد . جناب دبير الملك هم امروز وارد شده بود كه از جده آمدهاند .
پنج ساعت از دسته گذشته وارد خانه شديم . بعد از استقرار در خانه غسل كرده با شيخ حسن جواد كه مطوف بود به حرم مبارك رفتم . از باب بنى شيبه داخل شدم . طواف عمرهء تمتع را بهجا آورده در مقام ابراهيم دو ركعت نماز واجب طواف كرده از باب صفا بيرون رفته ، حافيا و حاسرا سعى ما بين صفا و مروه كرده ، بعد از اتمام سعى تقصير نموده آنچه حرام بود بر خود حلال كرده ، غير از سر تراشيدن جميع آن بيست و چهار چيز كه قصد نيت احرام بود حلال شد . ثانيا به حرم مبارك برگشته به احتياط طواف نسآء را به عمل آوردم . اين احتياط براى آن بود كه طواف نسآء در عمرهء تمتع بعد از تقصير است . محض رفع اين شبهه بناى علماى متأخرين كه بناى
هامش
( 1 ) در مورد شهداى فخ به غير از قسمت حواشى و توضيحات رجوع شود به آخر كتاب « فايدهء [ ثانى ] » .