تا دو ساعت ، راه به جنوب حركت شد و بعد از آن حرهء سختى به يسار ما به مقدار چهار ساعت مسافت بود . تمام اراضى ريگ نرم بود كه شترها به زحمت حركت مىكردند . از دريا رفتهرفته دور مىشديم . در صحرا درختهاى گز بود كه عرب طرفاء گويند . پنج ساعت از دسته گذشته كه حركت كرديم كوهى ديگر كه حره بود از طرف يمين ما به شمال جنوب امتداد داشت . قدرى صحرا گشاد شد و حركت ما به ما بين جنوب و مشرق بود . تمام اين پنج ساعت راه درختهاى گز است كه خيلى بزرگ مثل گزهاى گرمسيرات فارس است . تا وقت غروب به كوه عسفان رسيديم كه امتداد او از مشرق به مغرب است و بايد از آن درههاى كوه گذشت .
اين كوه حره يمين هم با كوه عسفان ملتقى شده كه حجاج از دربند ما بين الجبلين گذشته كه سنگهاى سياه و سخت داشت ، سنگچين كردهاند و راه را پاك كردهاند . آن دربند به قدر نيم ساعت بود ، تا به جاى گشادى رسيديم كه بئر عسفان است و آب شيرين است . چنين مىگويند كه حضرت رسالت صلى الله عليه و آله آب دهن مبارك را در ميان اين چاه انداختهاند كه آب تلخ شيرين شده است . اين سهلترين معجز آن آب دهان است . در ميان دربند باز به جنوب حركت شد تا به منزل رسيديم .
روز يكشنبه چهارم ذى الحجة :
به وادى فاطمه آمديم . شب يكشنبه دو ساعت به دسته مانده حركت كرديم و نيم ساعت به غروب مانده وارد شديم . يك ساعت براى نماز صبح و ظهر معطل شديم . دوازده ساعت و نيم راه آمديم . امروز هم بعد از نماز صبح كه حاج حركت كرد تا طلوع آفتاب پياده حافى و حاسر با مشاة راه طى كردم . در يسار راه كوه ممتدى بود كه به طول جنوب و شمال است و از راه بفاصلهء نيم ساعت و يك ساعت دور بود . نزديكى وادى فاطمه به همين كوه رسيديم . از طرف يمين هم كوهى بود ، بوغازتنگى است ، سنگهاى سخت عظيم دارد كه محل دزدگاه اعراب است .
امروز همه حركت به ما بين جنوب و مشرق بود . وقتى كه داخل بوغاز شديم قريب به جانب مشرق حركت كرديم . دو ساعت طول بوغاز است .
در نزديكى منزل از جانب جناب شريف عبد الله امير مكه سيد سلطان افندى كه از بنى اعمام شريف است از جانب جناب تقى الدين پاشا والى حجاز عليرضا بيك افندى ميرآلاى ، به استقبال آمده بودند ، گفتند : « خواهش امير مكه آن است كه شما چهار ساعت زودتر از حاج حركت بكنيد و زودتر به مكه معظمه داخل بشويد . »
روز دوشنبه پنجم شهر ذى الحجة :
نه ساعت از شب گذشته با كسان خودمان حركت كرده نماز را در عرض راه خوانديم .
هاشم ، داماد قادر آقا كه بايد شتر تخت روان ، احمال و اثقال را بياورد از ترس سعيد پاشا اهمال مىكرد ، سيد سلطان افندى فرستاد حكما شترها را آوردند .
از وادى فاطمه تا مكه معظمه شش ساعت راه است . حركت به ما بين جنوب و مشرق است .
در اول تنعيم علامتى ساختهاند و مسجدى است كه اول حرم است . آنجا دو ركعت نماز خوانده