آن صحرا ، ذو الحليفه باشد . چون در احاديث صحيحه وارد شده است مسجد شجره اظهر آن است كه در غير مسجد احرام نتوان كرد . حضرت سيد المرسلين صلى الله عليه و آله و سلم آنجا احرام بستهاند انتهى . »
به شيخ رسول گفتم : « اينكه نوشته است مسجد شجره اظهر من الشمس است اشتباه كرده است . روزى كه به مدينهء منوره مىرفتم جمعى از مشايخ اعراب و جمالها همراه بودند از آنها مسجد شجره را پرسيدم ، هيچكس نمىشناخت . همه بئر على و آبار على مىگفتند . تا يكى از اعراب كه در آن صحرا آب مىكشيد ، راهنمايى كرد كه هذا مسجد شجره ، كه تازه تعمير كردهاند . »
مسجد كوچكى است و در ديوار آن حديثى از صحيح بخارى 104 نقل است كه : « در اين مسجد حضرت رسول ( ص ) نماز خوانده است . »
ديگر روايت نشده است كه در اين مسجد احرام بستهاند . به رسالهء مناسك جناب مجتهد الزمانى حاج ملا على كنى سلمه الله ملاحظه كرديم نوشته بود : « بدان كه محل احرام بستن كه آن را ميقات مىنامند مختلف مىشود به اختلاف طرفى كه ، مكلف از آنها عبور مىكند و به مكه مىرود . پس كسى كه راه او از مدينهء منوره باشد ميقات او مسجد شجره است كه آن را ذو الحليفه مىگويند و جايز است از براى او در وقت ضرورت تأخير احرام تا ميقات اهل شام انتهى . »
و به قاموس رجوع كرديم نوشته بود : « ذو الحليفة موضع على ستة اميال من المدينة و هو ماء لبنى حشم ميقات للمدينه و الشام ، انتهى . »
و صاحب خلاصة الوفا فى اخبار دار المصطفى مىگويد : « الحليفه كجهينه تصغير الحلفه بفتحات واحد الحلفاء و هو النبات المعروف و ذو الحليفه ميقات المدينه و هو من وادى العقيق ، انتهى . »
باوجوداين باز حاجى شيخ رسول اصرار كرد : « حالا كه جناب حاجى نوشته است و جايز است از براى او در وقت ضرورت تأخير احرام تا ميقات اهل شام خوب است در رابغ كه محاذى جحفه است و ميقات اهل شام است تجديد احرام بكنيد . »
آن شب هم از سرماى مفرط به مسجد آمدن و زير آسمان غسل كردن متعذر بود . اولا خواستم كه به جحفه بروم ، پيش پاشا فرستاده بيست نفر سوار فرستاد كه همراه او باشد . از رابغ تا جحفه سه فرسخ زيادتر است و با حالت احرام و كشف پا و اندام ، سواره رفتن و برگشتن مشكل بود و زمان هم آنقدر نبود . به اصرار حاجى شيخ رسول همانجا غسل كرده تجديد احرام كردم . ولى ملاباشى انكار داشت كه ذو الحليفه تمام آن صحرا است كه بئر على مىگويند و چندين چاه است ، بفاصله از همديگر كندهاند كه حاج معطل نشوند و درخت خرما هم كاشتهاند كه از آن چاهها سيراب مىشوند مكان ميقات است . با مشاهدهء مكان و مكالمهء اعراب حق به جانب ملاباشى بود . اغلب مسجد شجره را نمىدانند يا بئر على مىگويند يا ذو الحليفه مىخوانند .
سفرنامه فرهاد ميرزا ( فارسى ) — صفحة 192
مساهمون: غلام رضا طباطبايى مجد
ص١٩٢