در اصطلاح مردم حج اكبر است ضايع نكنيد . شب چهارشنبه كه شما شب غره حساب كرديد من به تمام حاج گفتم استهلال بكنند و هوا هم صاف بود ، ماه ديده نشد . »
سعيد پاشا گفت : « در مكه معلوم مىشود كه مشهود چه كردهاند . »
گفتم : « من از حالا به شما مىگويم . من از اهل علم هستم و روز پنجشنبه را غره مىدانم اگر شما اختلاف داشته باشيد بايد عسكر بدهيد من روز جمعه را در عرفات خواهم ماند . من علم خود و دين خود را به تقويم سالنامهء اسلامبول تابع نمىكنم . » ديگر حرف نزد . خيلى مرد عنود و جحود به نظر مىآمد .
صحبت از ناامنى راه حرمين شد ، گفت : « افندم ، خرسيسه ، چاره اولماز . » يعنى چاره دزد را نمىتوان كرد .
گفتم : « چيزى كه چاره ندارد و از تحت اختيار انسان خارج است مرگ است . با قدرت سلطنت و مكنت دولت خرسيس را چنان مىتوان چاره كرد كه خود خرسيس حيران بماند ، خاصه راهى كه محتاج اليه ملت اسلام است . » [ باز ] گفتم : « آنچه دانستهام در اين مدت ، حقيقت امر اين صفحات را به اعليحضرت سلطان عرض نكردهاند . اگر حيات باشد از راه اسلامبول برگشتم در اسلامبول به تفصيل عرض خواهم كرد . » و چنان معلوم بود كه از اين حرفهاى من چندان خوش نداشت .
بعد از نهار ، شيخ رابغ و محافظ آنجا به ديدن آمدند . از آنها از نفوس رابغ پرسيدم ، مذكور داشتند كه جمعيت رابغ از ده هزار زيادتر است ، يحتمل كه با قبايل سكنهء اطراف رابغ باشد .
بعد اعيان حاج بديدن آمدند . حاجى شيخ رسول تبريزى كه چندين مرتبه به زيارت مكه معظمه آمده است از مسجد شجره صحبت داشت كه اغلب ناخوشى مردم از سرماى آن شب شده و به من گفت كه : « شما در كجا احرام بستيد ؟ »
گفتم : « در ذو الحليفه كه حالا بئر على مىگويند . »
گفت : « واجب آن است كه در خود مسجد شجره احرام بسته شود . »
ملا احمدباشى انكار كرد كه : « در آن مسجد كوچك و فضاى تنگ چگونه مجال است كه فرضا بيست هزار نفر سى هزار نفر در آنجا غسل كرده احرام ببندند ؟ »
كتاب هداية السالكين همراه بود كه مخصوص اعمال حج است ، در زمان شاه سلطان حسين 103 تأليف شده است و از آن مبسوطتر كتابى در اعمال حج و عمرهء بيت الله الحرام تاكنون تأليف نشده است به اين تفصيل مرقوم است : « دوم مسجد شجره است و آن ميقات اختيارى اهل مدينه است هركه از راه مدينه طيبه برود ، ميقات اضطرارى آنها ميقات اهل شام است . مسجد شجره اشهر من الشمس است . بعضى را گمان اين است كه اين مسجد حال ، مسجد قراباش است كه او ساخته است . حق اين است كه همان مسجد شجره است و قراباش تعميرى كرده است . در بعضى احاديث ذو الحليفه واقع شده است و يقين نيست كه كل آن صحرا ذو الحليفه است يا همان مسجد . پس اظهر به حسب اختيار مسجد است و بر تقدير كه كل
سفرنامه فرهاد ميرزا ( فارسى ) — صفحة 191
مساهمون: غلام رضا طباطبايى مجد
ص١٩١