مىگويند .
امروز سيزده ساعت راه آمديم . از خوف عرب حرب بود كه از اين راه عبور شد . اگر در تاريكى شب در طول حاج كه نيم فرسخ است ده نفر عرب تفنگ مىانداخت ، يك نفر خلاص نمىشد . حفظ الهى است كه حجاج خانهء خود را حفظ كرده است و الا نه از اين عسكر قهوهنوش كارى ساخته مىشد و نه از حجاج كفنپوش .
در كجاوه و تخت روان اگر رستم دستان هم باشد از پير زالى كمتر است . بعضى از آن سواران نظام كه ملاحظه شد اسبشان لجام نداشت ، مثل شتر زمام داشتند ، مگر در وقت ضرورت لجام بر سر اسب بزنند .
اول منزل حركت به جانب جنوب بود بعد به مغرب حركت كرديم . از دربند كه درآمديم به ما بين شمال و مغرب حركت كرديم .
روز سهشنبه بيست و نهم شهر ذى القعده :
نيم ساعت از دسته گذشته حركت كرديم و در پنج ساعت به غروب مانده براى نماز پياده شديم و نيم ساعت مكث كرده ساعت چهار راه افتاديم . نيم ساعت به غروب مانده براى نماز عصر و مغرب عواف شد . نيم ساعت از شب رفته راه افتاديم ساعت هفت وارد بئر مستوره شديم .
شانزده ساعت و نيم راه رفتهايم و همه را رو به جنوب حركت كرديم . تمامى اين اراضى ريگ نرم است كه به باد خفيف ، در صحرا پشتها پيدا مىشود . [ آب ] بئر مستوره هم ، شور بد مزه است . از براى استعمال به كار مىآيد . اهل حاج كه ساعت هفت وارد منزل شده حالت غريبى داشتند . اغلب گرسنه خوابيدند و به همان نان به كسمات قناعت كردند .
امروز در راه ، در ميان تخت روان به عيسى افندى قاضى مدينه كاغذى در خصوص هلال نوشتم كه صورتش اين است . « سلامى الى حضرة القاضى : جعل الله مستقبل ايامه خيرا من الماضى . ايها الخبير بمعضلات الامور ، و البصير الى مشكلات الجمهور . اسئلك ان بامر الحجاج من الغنى و المحتاج ان ينظروا الى المافق به شخص البصر و مد العنق . لرؤية الهلال ان لم يروه فكيف يقولون ان يوم الاربعآء اول تالى تالى شوال و قال الله تبارك و تعالى يسئلونك عن الاهلة قل هى مواقيت للناس و الحج و اين هذا الهلال فى هذه الليله حتى يرتفع الالتباس و اللج و الله جعل جحنا حج الاكبر بعد سنين فلا ترض ان يكون الناس فيه مختلفين و ليس لنا ان نتبع من الشهود الى خبر التقويم و من العيان الى اثر الرميم و كنا تابعين بشرع التقويم و الصراط المستقيم و لا فرق بين الصوم و الحج ان لم يكن عناد و لج كما قال رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم صم بالرؤية و افطر بالروية و الله يعصمنا من المخاوف و المهالل و ارشدنا الى اوضح المسالك به حق محمد و آله . » شيخ عيسى هم تصديق كرده بود كه حق به جانب شاهزاده است .
امشب هم وقت غروب به جمالها گفتم در ميان حاج گرديده اعلام بكنند كه استهلال بكنند . همگى بدقت نظر استهلال كردند و ماهى نديدند بطورى كه بر اهل عرب ، عجم ، شامى و غيره معلوم شد . چون در تقويم سالنامهء اسلامبول ، غره ذى الحجة الحرام را روز چهارشنبه نوشته