ا ب ح ه ه و ز ح : حركت مطوف است در دور بيت مبارك .
ط : ركن حجر الاسود .
ى : ركن عراقى . « 1 »
يا : ركن شامى .
يب : ركن يمانى .
نهم : طواف داخل كردن حجر اسمعيل است ، بدينطريق كه دور حجر بگردد ولى داخل نشود . دهم : بودن طواف است در ميان خانهء كعبه و مقام ابراهيم عليه السلام در جميع دوره ، به اين معنى كه بيست و شش ذراع و نصفى مسافت ميان خانه و مقام ابراهيم است اينقدر مسافت در همهجا واجب است كه منظور دارند و بيشتر از اين از خانه دور نشوند كه عرفا نگويند از طواف خارج است . يازدهم : آن است كه شخص در هيچيك از دورها خود را داخل خانه و چيزى كه جزء خانه محسوب است نكند . مثلا خود را داخل صفهء كوچكى كه دور خانه است نكند . آن صفه را شادروان هم مىگويند . مثلا در حين طواف بالاى ديوار حجر اسماعيل نرود بلكه دست خود را نبرد از بالاى صفحه به جهت استلام ركنها و غير ركنها و دست بر روى ديوار حجر نگذارد . دوازدهم : آنكه هفت شوط يعنى هفت دور طواف نمايد نه كمتر و نه زيادتر . اگر سهو كند اعاده نمايد كه يقين بر هفت حاصل گردد .
فصل سوم : نماز طواف .
بدان كه واجب است بر حاج بيت الله الحرام كه بعد از طواف بلافاصله دو ركعت نماز طواف بهجا آورد به نوع نماز صبح . در نزد مقام اگر نشود در پشت مقام ابراهيم عليه السلام و اگر ممكن نشود در يكى از دو جانب آن بهجا آورد ، اگر آن هم نشود در تمام مسجد الحرام بكند لكن رعايت نزديكى به پشت مقام يابد و جانب مقام را بكند .
فصل چهارم : سعى بين صفا و مروه .
يعنى رفتن و آمدن ميان صفا و مروه كه دو مكان هستند معين ، نزديك مسجد الحرام . بعد از نماز طواف واجب است سعى و آن مثل ركن است . حكم ترك سعى مثل ترك طواف است .
لكن طهارت از حدث و خبث و ستر عورت و ساير شروط طواف در سعى شرط نيست و واجب است كه ابتدا كنند از جزء اول صفا . به اين معنى كه پاشنه پا را بچسباند به جزء اول مسافت و نيت كند كه : « هفت مرتبه مىروم در صفا و برمىگردم ، در فرض عمرهء تمتع به جهت اطاعت فرمان خداوند عالم . » پس برود از صفا به جانب مروه . بطور پياده اگر نشود ، سواره يا بر دوش كسى برود تا برسد به مروه به نوعى كه انگشت پا را برساند به پلهء آن ، كه از آن بالا مىروند .
اين رفتن را يك نوبت محسوب دارد و از آنجا برمىگردد به جانب صفا تا مىرسد به آنجا ، باز انگشت پا برسد به آن پله صفا . اين برگشتن را هم يك نوبت محسوب دارد . مستحب است كه بر چهار پله صفا بالا رود پاشنهء پا را بر مسافت پلهها بمالد ، هم در بالا رفتن و هم در پائين
هامش
( 1 ) ؟ ؟ ؟ ؟ ؟ حجر الاسود و عراقى رجوع كنيد به « تكلمه مؤلف » در آخر همين اثر .