احوط آن است كه پيش از نيت احرام و تلبيه ، رخت احرام بپوشد تا زمان نيت با رخت احرام باشد و لبيك نگفته باشد مگر با رخت احرام . شرط است در اين دو جامه ، جامه احرام جامهاى باشد كه نماز در آن صحيح باشد . پس كافى نيست احرام در جامهء ابريشم و غير مأكول اللحم و جامهء نجس به نجاستى كه معفو نباشد . همچنين ازارى كه از نازكى ، بدن انسان زير آن نمايان باشد و بهتر آن است كه رداء همچنين نباشد كه بشره در آن نمايان باشد . اگر اين دو جامه نجس شود در احرام بشويند تا تبديل كنند به جامهء پاك و اگر بدن نجس شود زود بشويند .
جمعى از علماء منع كردهاند پوشيدن حرير خالص را در زن و بر اين قول تقويت فرمودهاند علماء عصر مثل مرحوم حاجى شيخ مرتضى اعلى الله مقامه و جناب حاجى ميرزا محمد حسن شيرازى 97 و جناب حاجى ملاعلى كنى سلمهما الله تعالى . مسائل گذشته و آينده نيز بر طبق رأى و اجتهاد ايشان است . نيز شرط است كه اين دو جامه از پوست نباشد زيرا كه در عرف عرب ثوب كه به معنى جامه است بر پوست گفته نمىشود . نيز اين دو جامه بايد بافته باشد نه مثل نمد ماليده باشند . اين بود سه واجب احرام عمرهء تمتع . و بيان شد كه ، محرمات احرام بيست و چهار است و مجملا بيان خواهد شد و تفصيل آن در كتابهاى مناسك مسطور است .
حقيقت احرام توطين نفس است به ترك امورى كه مذكور مىشود . معرفت آن امور لازم است و در نزد علماء ، احوط ، مراجعه به آنها است قبل از نيت احرام تا قصد كف نفس از آنها نمايد و التفات به آنها تفصيلا در وقت نيت احرام لازم نيست .
محرمات احرام عبارتند از : اول : حرام است صيد كردن شكار وحشى مگر در صورت خوف اذيت از آن و اعانت كردن بر كسى كه او شكار كند با تير ، حرام است . اما شكار دريائى باكى ندارد . صاحب هداية السالكين در خصوص صيد و كشتن اقسام جانوران اضطرارا و اختيارا هفتاد و هشت مسئله بيان كرده است و عليك بالرجوع عليه . دوم : جماع كردن حرام است بلكه مطلق التذاذ و استمتاع از زنان حرام است . اگر در عمره باشد ، يا بعد از سعى باشد و اگر در وقوف باشد يا از بعد از وقوفين باشد هر يكى حكمى دارد كه در مناسك مرقوم است . سيم : عقد كردن زن است خواه براى خود يا براى ديگرى . چهارم : استمناء است باى نحو كان . پنجم :
استعمال طيب است از قبيل مشك و زعفران و عود و عنبر خواه به بوئيدن يا ماليدن . نهايت احتياط ترك بوئيدن ميوههاى خوشبو است . ششم : پوشيدن مخيط است . يعنى چيز دوخته براى مردان . هفتم : سرمه كشيدن است . هشتم : نگاه كردن در آينه است . نهم : پوشيدن موره و چكمه و جوراب است كه پشت پا را تمام بپوشاند . دهم : فسوق است . مراد از آن دروغ گفتن است .
يازدهم : جدال است . و آن گفتن « لا و الله » يا « بلى و الله » است . احوط مطلق ، يمين است و مراد از آن قسم دروغ خوردن است . دوازدهم : كشتن جانورانى است كه در بدن انسان يا رخت انسان باشد ، مثل كيك و شپش و همچنين انداختن آنهاست از بدن . سيزدهم : انگشتر به
سفرنامه فرهاد ميرزا ( فارسى ) — صفحة 167
مساهمون: غلام رضا طباطبايى مجد
ص١٦٧