تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه فرهاد ميرزا ( فارسى ) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣
كه : « شب را به روز مىآورم در مشعر الحرام به جهت رضاى الهى . » و چون طلوع فجر شود نيت وقوف به مشعر الحرام كند ، بدين‌طريق كه : « مىباشم در مشعر الحرام از طلوع فجر تا طلوع آفتاب در حج تمتع به جهت وجوب آن قربة الى إله . » اگر پيش از طلوع آفتاب از مشعر بيرون رود و از وادى محسر كه جاى مخصوص است بگذرد گناهكار است بعضى گفته‌اند يك گوسفند كفارهء آن است و وقوف به مشعر واجب ركنى است كه ترك آن عمدا باعث بطلان حج است .

فصل چهارم : نزول كردن در منى .

بدان‌كه واجب است بر مكلف بعد از كوچ كردن از مشعر الحرام در روز عيد و رفتن به موضعى كه او را منى گويند ، به جهت اداى سه واجب كه ذكر خواهد شد .

فصل پنجم : رمى جمرهء عقبه .

يعنى انداختن سنگ‌ريزه بر جمره . [ جمره ] اسم جايى است در منى كه موضع رمى مىباشد . اين رمى واجب است كه بعد از طلوع آفتاب روز عيد هروقت شد رمى كند و اگر فراموش شود تا روز سيزدهم به‌جا آورد و اگر كسى به خاطرش نيايد در سال آينده خودش يا نايب او به‌جا آورد . شرط است كه اسم سنگ‌ريزه بر آن‌ها صدق كند و شرط ديگر آن‌كه آن‌ها از حرم باشد . از هركجاى حرم كه بردارند ضررى ندارد . بايد سنگ‌ها را كسى نينداخته باشد . رسم است كه استحبابا حجاج در مشعر ، شب سنگريزه جمع مىكنند و مستحب آن است كه سنگ‌ريزه منقط باشد . در رمى چند چيز واجب است : اول : نيت كند شخص كه : « مىاندازم هفت سنگ به جمره عقبه در حج تمتع به جهت واجب بودن آن قربة الى الله . » دوم : انداختن آن‌ها . پس اگر سنگ‌ريزه‌ها را در آن‌جا بگذارد ، بطورى كه نگويند انداخت كفايت نمىكند . سيم : آن‌كه ، به جمره رساند سنگ‌ريزه‌ها را بواسطهء انداختن . پس اگر سنگ ، برخورد به جايى و بعد از آن به جمره برسد مجزى نخواهد بود . چهارم : آن‌كه ، عدد سنگ‌ريزه بايد هفت باشد . پنجم : آن‌كه ، آن‌ها را يك‌دفعه نيندازد ، هرچند متعاقب برخورد به جمره . بلكه واجب است كه متعاقب بيندازد هرچند يك‌دفعه برخورد . يعنى يقين حاصل كند كه هفت سنگ‌ريزه به جمره خورد است . مستحب آن است كه از ده ذراع تا پانزده ذراع دور تر ايستاده ، سنگ را بيندازد . ولى به جهت اين‌كه يقين حاصل كند كه سنگ او بخورد نزديك‌تر ضررى ندارد .

فصل ششم : ذبح هدى .

يعنى ذبح گوسفند و گاو و شتر . و آن واجب است بر هريك نفر يك ذبح هدى . پس يك هدى براى چند نفر كافى نيست و اگر كسى قادر نباشد براى خريدن هدى ، ده روز بايد روزه بگيرد . به اين معنى كه شخص مىداند ، فقير است و قدرت خريدن و كشتن هدى ندارد از آن