تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه فرهاد ميرزا ( فارسى ) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠
ساعت چهار نزد سعيد پاشا پيغام فرستادم ، گفتند ، خوابيده است . صبح بعد از نماز پيغام فرستادم ، گفته بود ، در راه عيب كرده است ، با على پاشا ، محافظ مدينه است . قدور عكام حلبى كه يك چشمش كور است و زمام جمل در دست او بود ، مىگفت : « بار واشد من بار را به قطار بسته به اردو آوردم . » سعيد پاشا مىگويد : « شتر عرب مال [ ا ] بن مريخ بوده برده‌اند . » شبانه جمال‌ها گفتند : « شترهاى ما درست است . » صبح كه فهميدند مواخذه خواهند شد كه عدد شتر اگر درست است بار او كجا رفته ؟ از ترس گفتند : « سه شتر ما مفقود شده است . » آقا سيد حسن ، دليل عجم و شيخ صالح ساعت چهار از شهر مدينه آمده بود گفتند : « در راه ما هيچ نديديم . » صبحى ، به همراه شيخ صالح به شيخ الحرم كاغذ نوشتم و به شريف عبد الحسين پيغام دادم كه : « آن‌چه معلوم شده است مال حلالى به دست حرامى افتاده . انشاء الله در ابتلاء آيه شريفه
« وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ »
همين فقره مال باشد نه نقص انفس و اطفال كه عوض مال از فضل خداوند ذو الجلال در هرحال ممكن است . »

واجبات اعمال حج

صبح بعد از نماز روز سه‌شنبه بيست و ششم ذى القعده الحرام سنه يك هزار و دويست و نود و دو محرم شدم . هوا چنان سرد بود كه درجه فارينهايت در سى و شش درجه آمده بود . چهار درجه مىخواست كه به حدّ يخ برسد . نيت احرام چنين است : احرام مىبندم براى عمره تمتع حجة الاسلام به جهت فرمانبردارى و اطاعت خداوند عالميان واجب قربة الى الله . » واجبات احرام : اول نيت ، كه مذكور شد . ثانى ، گفتن چهار تلبيه و آن گفتن « لبيك اللهم لبيك ، لبيك لا شريك لبيك ، ان الحمد و النعمه لك و الملك لا شريك لك » است . ثالث ، پوشيدن دو جامه احرام ، كه يكى به منزله ازار است و ديگرى به منزله ردا . احرام مصدر افعال است . يعنى بر خود حرام كردن امورى كه خداوند [ آن‌ها ] را حرام كرده است . در اين‌جا مناسب چنان افتاد كه از اعمال حج ، آن‌چه واجب است شرحى به اختصار در اين روزنامه نوشته شود . تلويح و تصريح : بدانكه حجة الاسلام در مدت عمر يك بار واجب مىشود بر هر مكلفى كه عاقل و بالغ و آزاد و داراى راحله و زاد و داراى مونهء عيال تا زمان مراجعت باشد و نيز ممكن باشد او را رفتن ، يعنى صحيح المزاج باشد مريض نباشد و در عرض راه مانعى مثل دزد و دشمن