بالاى سنگى در لنگرگاه سويس گذاشتهاند كه از كنل كه درمىآيند مواجه سفاين است .
افتتاح اين امر خطير و خطب كبير كه كمپانى فرانسه ميليونها خرج كرده و بحرين را به يكديگر متصل كرده به تاريخ دوازدهم شعبان المعظم سنه يك هزار و دويست و هشتاد و شش هجرى مطابق هفدهم نومبر سنه يك هزار و هشتصد و شصت و نه مسيحى انگليسى بود . اغلب شاهزادگان فرنگستان و امپراطوريس زوجهء امپراطور فرانسه ناپلئون سيم به تماشا رفتند و جشن عظيم آنجا [ برپا ] كردند . الحق هرچه كردند سزاوار بود .
القصه ، به قدر هزار ذرع در كنار رفته بوديم كه حسين بيك كپيتان گفت : « اذن بدهيد برگرديم ، يك واپور بزرگ از دور پيدا شد كه به سويس مىآيد ، مبادا به ما صدمه برسد . » به تعجيل واپور كوچك را برگردانيده به لنگرگاه سويس رفتيم كه تا ميان دريا ليمان خوبى درست كردهاند . تا ما به آنجا رسيديم كشتى بزرگ واپور فرانسه بود كه رسيد . در آنجا واپورهاى خديو حاضر بودند كه عسكر به مصوعه و به زيلع مىبردند . چندى قبل اهالى آنجا ياغى شده از قرارى كه معلوم شد اهالى حبشه پنج هزار عسكر خديو را كشتهاند و تمام اسباب و اسلحه را گرفتهاند و حالا ثانيا عسكر مىرود . در لنگرگاه واپور محروسه بهنظر من آمد كه در لنگرگاه اسكندريه ديده بودم . به ميرزا احمد خان گفتم : « بهنظر من اين واپور محروسه است و بايد كار صعبى باشد كه محروسه را از آن لنگرگاه اسكندريه به اين لنگرگاه ، قاسم پاشا ناظر بحريه آورده است . » و عسكرها را ديدم كه به واپور حمل مىكردند كه امشب بروند . اين قطعهء حبشه را كه زيلع بندر او است سلطان پير ارسال كه اسماعيل پاشا خديو مصر به اسلامبول رفت مبلغى گزاف پيشكش گرفت و به او بخشيده فرمان داد . در حقيقت بخشيدن سلطان مثل مرغ در هوا بود . اگر ضبط و ربط كامل بكنند به كار خديو بهتر مىآيد .
زيلع را در نقشهها زيله مىنويسند . فرضهء حبشه است . در كنار درياى محيط است كه از ولايات عدل است . ولايت عدل بر وزن كتف ولايت كوچكى است كه در جنوب مشرق مملكت حبشه واقع شده است . صاحب تقويم البلدان مىگويد : « زيلع بفتح الزاء المعجمه و سكون الياء المثناة التحتيه و فتح اللام ثم عين مهمله فى الاخر من فرض الحبشه . قال ابن سعيد زيلع مدينه مشهوره من مدن الحبشه اهلها مسلمون و هى على ركن من البحر و حرها شديد و ليس لهم بساتين و لا يعرفون الفواكه و قال فى القانون زيلع فرضه الحبشه نحو ارض اليمين و فيها مغاص و هى بين خط الاستوا و بين الاقليم الاول و فيها شيوخ يحكون بين اهلها و عندهم ينزل التجار و يضيفونهم و يتتابعون لهم . » و در هفتصد سال قبل اينقدر اطلاع داشتهاند جاى تحسين است .
زيلع در عرض [ يايز ] يازده درجه و هفده دقيقه شمالى و در طول [ مج ] چهل و سه درجه گرينيچ واقع است . از سويس تا بندر زيلع تقريبا به خط مستقيم چهارصد و سى فرسخ است .
سعيد بيك ناظر واپورهاى پسته مىگفت : « در قديم در زيلع سيصد جامع بوده است كه اكنون آثار او معلوم است و بعضى آباد است . در عهد سلاطين عجم در تحت اختيار عجم بوده
سفرنامه فرهاد ميرزا ( فارسى ) — صفحة 122
مساهمون: غلام رضا طباطبايى مجد
ص١٢٢