تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه فرهاد ميرزا ( فارسى ) — صفحة 119

مساهمون:

ص١١٩
شهيد آقا محمد خان ، بابا يوسف نام شاطر جعفر قليخان برادر شاه شهيد يك درخت كوچك در سنهء يك هزار و دويست و چهار هجرى از شيراز به مازندران آورد . از آن پس پيوند گرفته و تخم كاشته در مازندران شايع شده است . پوست نارنگى مصر نازك است [ ولى ] پوست نارنگى مازندران و فارس خشن و گره‌گره است يحتمل كه از هواى مصر آن‌چنان باشد . باعث ازدياد اين ميوهء لطيف و جنس شريف در مصر و مازندران از يوسف نام شده است و اين‌جا به اسم او موسوم شده است و او محروم . ليموى آب از همان جنس ليموى آب است كه در ملك فارس است . در مصر و توابع فراوان است .

روز پنجشنبه پنجم ذى القعده :

چهار ساعت و نيم از دسته گذشته به واگون نشستيم . تمام تجار ايرانى با حاجى محمد حسن تاجر كازرونى و حاجى محمد رفيع تاجر اصفهانى به مشايعت آمده خيال داشتند تا سويس به مشايعت بيايند ، من راضى نشدم . حسن پاشا مستشار زراعت مصر و ميرزا احمد خان جنرال قونسول دولت ايران و ميرزا رضى قونسول اسكندريه تا سويس همراه بودند . يك ساعت و نيم به غروب مانده وارد سويس شديم كه شش ساعت راه آمديم ولى به قدر سه ربع در محطه معطل شديم چون راه يكى است مبادا در راه واپور ديگر برسد تا خبر تلغرافى بگيرد و روانه شود . از مصر تا سويس اول كه از راه جبل راه‌آهن بود نزديك‌تر بود ولى به جهت بىآبى به مردم صدمه مىخورد بعد كه نهر اسماعيليه را خديو احداث كرد ، راه‌آهن را تغيير دادند دور تر شد . حالا يك صد و شصت ميل انگليسى است . سويس در شرقى مصر واقع شده است و به خط مستقيم از مصر تا سويس هفتاد ميل راه است . جبل مقطم كه در شرقى مصر واقع است تا سويس امتداد دارد . سويس در دامنهء كوچكى است كه سلسلهء او به مقطم اتصال دارد . در عرض راه ده محطه است . تا محطهء اول كه قيلوب است با راه‌آهن اسكندريه محاذى است . بعد از اين‌جا كه از پل گذشتيم از راه‌آهن اسكندريه دور مىافتد . محطه چهارم قصبه بلبيس است كه در كتب قديمه نيز مسطور است . تا محطهء پنجم كه قريهء يقازيغ است به شمال حركت مىشود كه قريب نصف راه است ، از آن پس منحرف شده به شرق حركت مىكند تا به محطه ابو حماد كه محطهء ششم است . طرفين راه از نهر اسماعيليه سبز و خرم است . از محطهء ابو حماد كه بگذرى طرف يسار بيابان ريگ‌زارى است كه به شام مىرود . به قدر هشت نه منزل است كه همه ريگ‌زار است و آب ندارد مگر ، چاه‌هائى كه اعراب مىشناسند . در معنى ، حد فاصل آفريقا و آسيا همان بيابان بود . حالا كنل « 1 » جديد قسمت آسيا را از آفريقا جدا كرده است در طرف يمين اندكى آبادى دارد . آن‌هم پس از طى دو سه ميل مسافت به همان بيابان ريگ‌زار مىافتد كه به جبل منتهى مىشود كه سلسلهء جبال سبخه رمله مقطم است . براى حفظ راه‌آهن علاوه بر آن‌كه عمله‌ها هميشه مواظب هستند در نزديك راه‌آهن در بيابان چپرهايى از نى كشيده‌اند كه در وقت وزيدن باد مانع [ حركت ] ريگ باشد و هرچند وقت باز عوض
هامش
( 1 ) كانال .