فانظر من اين اخذته و الى ما صار . » و با اين حالت هيچ متنبه نمىشود كه از كجا آمده به كجا خواهد رفت .
بارى از آنجا به مدرسه شيمى رفتم كه درس مىخواندند . دويست نفر شاگرد بودند كه معلمشان ماهيت زرنيخ را بيان مىكرد . حكيمباشى آنها [ اهل ] فرانسه است و چند نفر هم سياه ميانشان بود كه از اهل صعيد مصر بودند .
از آنجا به منزل آمديم . والدهء خديو هم زن كلانترخانهء خود را به احوالپرسى والدهء احتشام الدوله فرستاده بود .
شب جمعه چهارم به جاى عبادت و دعاى كميل به تماشاى اوپرا و تياتر ميل كردم ، « و ما ابرء نفسى ان النفس لامارة بالسوء الا ما رحم ربى » .
ساعت سه از شب رفته ، رفتيم . تياتر بسيار بزرگ مفتح مجلل است ، چهار طبقه است و هر چهار طبقه خوب است مگر براى ارتفاع و انخفاض تفاوت داشته باشد . چهلچراغ بزرگ از گاز آويخته كه از مرمر به شكل شمع كافورى ساختهاند كه ميان او گاز است و بر آدم مشتبه مىشود كه اين شمع كافورى است . از صد چراغ زيادتر داشت . اول بازى نورمه را درآوردند كه زن آپليون بود . آپليون در خفيه زنى ديگر گرفت . در اين بازى چون زبان نمىدانستم از او چيزى درست بر من معلوم نشد ، اينقدر بود كه آخر براى محبت و مهرى كه بر شوهر خود داشت اعتراف به تقصير كرد و از محكمه به قاعدهء روم حكم به سوزاندن او را دادند ، بعد پشيمان شده حالتهاى عجز و نياز او به رئيس محكمه كه كشيش بود خيلى باحزن و ملال بود .
بعد از آن بازى فليگه و فلوگه بود كه دو نفر مرد جبان بودند كه با يكديگر به اشاره حرف مىزدند . اين بازى به قدر دو ساعت و نيم طول كشيد كه همهء اجزاى مجلس هم كه مىآمدند به اشاره دست و حركات بود . در اين بازى هيچ تكلم نمىكنند . رقاصههاى بسيار خوب از دخترهاى مصر بودند كه لباسهاى تور نازك پوشيده بودند ، انفرادا و اجتماعا به اقسام خوب مىرقصيدند و دقيقه به دقيقه تجديد مىشد و مىآمدند . صورت ديوهاى مهيب عجيب و اشكال ديگر آوردند . پردههاى مختلف كشيدند و آوردند كه كشتى در دريا در حالت غرق بود . برق مىزد ، باران مىآمد و هوا صاف صاف شد آفتاب درآمد . از دولتهاى اروپا كه در دريا هستند پرده كشيدند و شكل همان پايتخت را نشان دادند مثل « آتن » « 1 » ، « پطربورغ » و « ايتاليا » و « اسلامبول » و غيره . همگى اجزاى بازى لباسهاى فاخر پوشيده بودند .
اين يك دسته از اهل ايتاليا است كه شش ماه در مصر اقامت كرده . خديو به اينها انعام و احسان مىكند كه تماشاخانهء مصر بر ساير بلاد ترجيح داشته باشد لهذا هرجا كه خواننده خوب و استاد است به مصر مىآيند . در اين شش ماه زمستان كه هواى مصر خوب است در تماشاخانهء مصر كه يك شب به زبان فرانسه و يك شب به زبان ايتاليا است بازى درمىآورند .
هامش
( 1 ) متن : اثنس .