تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه فرهاد ميرزا ( فارسى ) — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١
قونسول است ؟ » به خجالت جواب داد كه : « آن‌ها دخترهاى على پاشا پسر شريف پاشا هستند . » من خيلى ملامت كردم كه با اسلام اين حركات منافات تمام دارد . از خجالت گفت : « ولايت ما آزادى است . » گفتم : « كى گفته در دين اسلام آزادى است ؟ اين چه آزادى است كه بايد من از تهران به اخطار اين بحار متحمل شده به مكه معظمه بروم ؟ و اين چه آزادى است كه بايد يك ماه روزه گرفت و پنج وقت نماز خواند و قس على هذا غيره . » حسن پاشا خجالت كشيد و بعد معلوم شد خليل پاشا عموى اين‌ها كه در اسلامبول است عيال او كه نازلى خانم دختر مصطفى پاشا برادر خديو است بدتر از اين‌ها حركت مىكند . مثل زن‌هاى فرنگى يك طرفى سوار اسب مىشود و به هيچ‌وجه پرده و حجابى از هيچ‌كس ندارد و در مجالس بال حاضر مىشود . خليل پاشا هم اجتناب از هيچ‌چيز ندارد . روز ديگر در ميان خيابان به گشت مىرفتم باز دخترهاى اعيان در كالسكه نشسته همه لباس فرنگى داشتند كه هيچ تميز نمىشد . روز ديگر دخترهاى توسن پاشا پسر سعيد پاشاى حاكم مصر در خيابان سوار اسب‌هاى كوچك شده به تفرج مىرفتند همه لباس و كلاه و گردن‌بند فرنگى داشتند كه هيچ فرقى نبود مگر آن‌كه در جلو آن‌ها دو سه نفر قواس عرب بود كه از آن معلوم مىشد كه اين از طبقهء اسلام است . در قديم از طوايف و مذاهب خارجه فيس به سر نمىگذاشتند كه مخصوص مسلمانان بود و اگر هم مىگذاشتند رنگ او سياه بود . حالا خديو مرخص كرده است . در ميان كوچه هيچ تميزى ميان مسلمان و يهودى و ارمنى و فرنگى نيست . همگى رخت نظام و كلاه فيس دارند . من به حسن پاشا در اين خصوص هم ايراد گرفتم . باز گفت : « افندم حريت دور » - يعنى آزادى است -

سه‌شنبه غره ذى القعده :

شب گذشته ماه ديده شد . در سالنامهء اسلامبول روز دوشنبه بيست و نهم را غره نوشته‌اند . عجب است كه شب دوشنبه خروج از شعاع از شب سيزده ساعت گذشته مىشود ديگر چگونه اوّل شب ماه ديده خواهد شد ؟ در اول شب هم بعد قمر از شمس تقريبا به قدر شش درجه است و هرگز هيچ مستخرجى احتمال رؤيت نخواهد داد . اگر اهل علمى رجوع كند و بگويد خروج از شعاع چندان مدخليت و ترتب هلال ندارد ، راست است . [ اين ] در صورتى است كه بعدين كه بعد سوار و بعد معدل است از بيست و يك درجه زيادتر باشد . در اين صورت دو سه ساعت به خروج الشعاع مانده باشد احتمال رؤيت مىرود نه آن‌كه هنوز بعد قمر از آفتاب زيادتر از شش درجه نباشد و ماه ديده نشود . در شب سه‌شنبه بعد معدل تقريبا يازده درجه است . البته در شب دوشنبه بعد معدل زيادتر از چهار درجه نبوده است و بعد سوأ هم شش درجه است . در اين‌صورت محال است كه هلال رؤيت شود يا منجم و مستخرج تنطق به اين عبارت نمايد . صبحى ، نصير افندى كه از اهل تبريز است به ديدن آمد . مشاراليه حلقه و ذكرى دارد و در
سفرنامه فرهاد ميرزا ( فارسى ) — صفحة 111 | غلام رضا طباطبايى مجد / فرهاد ميرزا