تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه فرهاد ميرزا ( فارسى ) — صفحة 109

مساهمون:

ص١٠٩
آن‌هاى ديگر خبردار شدند . به قدر هفده عدد درآوردند . هريكى يك فرنك گرفت . التماس مىكردند كه كسى نداند . بعد گفته شد كه اين اعراب مالك هيچ نيستند . احدى از اعراب مصر اذن ندارد به جايى برود و يا بتواند از بندر سويس بگذرد و يا از بندر اسكندريه خارج شود . هردو در اختيار خديو است . هركه احيانا به ولايت خارج برود يا مكه برود ، بايد يك نفر از اهل محله ضامن بدهد كه اين مرد مراجعت مىكند . مذكور شد ، تمام اين راه‌هاى آهن و خيابان‌هاى سطح و عمارات عالى [ را ] عملهء بيكار ساخته‌اند . اين عمله [ ها ] بايد بيايند و از خود بخورند ، بيل و كلنگ و اسباب بنايى هم بياورند و مجانا كار كرده بروند . مذكور شد كه در اداى خراج ماليات ديوان چنان احتساب دارند ، « لا يغا در صغيره و لا كبيره الا احصيها » در همه چيز حق مال مير است . به اقسام مختلف از رعيت چيز گرفته مىشود . رعيت مصر و توابع بسيار بىبضاعت هستند . ماليات خديو دوازده مليان ليرهء انگليسى است كه سه مليان ليرهء او از بابت املاك خاصهء خودش است و باقى از ولايت و رعيت است . حضرت خديو اسماعيل پاشا باوجود آن‌كه هنوز سنين عمرش در عشره خامسه است خيلى مرد مجرب و مهذب است . گويا به دنيا دو سه بار آمده و رفته است و تجربه‌ها اندوخته . هرسال چند هزار ليره انگليسى به روزنامه‌نويس‌هاى فرنگستان مىدهد كه در روزنامه از او خوب بنويسند . روزنامه هم در ولايت او از خارج نمىآيد كه مردم معنى آزادى و بعضى از قواعد فرنگستان را بدانند . اعراب بدوى و حضرى هنوز از روزنامه و قواعد خارجه و آزادى بويى نبرده‌اند . ابراهيم پاشا وكيل خديو در اسلامبول چنان با اعليحضرت سلطان عبد العزيز خان خلطه و آميزش دارد كه امناى دولت سلطان از او حساب مىبرند . چنان محرم است كه با سلطان تخته‌نرد بازى مىكند . خديو مصر سالى چهارصد هزار ليرهء انگليسى در نزد صرافى در اسلامبول براى مخارج غيرعادى او گذاشته است كه هروقت لازم باشد به ابراهيم پاشا برساند . مثلا اگر سلطان فرمايش بكند كه در جزيره جاپان « 1 » مرغ خوش‌خوان است ، يا فلان خروس در چين ، يا فلان قوچ جنگى در مغرب زمين است به او ميل دارم ، ابراهيم پاشا در عرض دو ماه سه ماه هرطور هست او را حاضر مىكند و به اين دلپذيرى رتبهء مشيرى يافته و نشان مرصع درجهء عثمانى را سلطان به دست خودش به او مرحمت كرده . او در هر موقع و مقام در شب‌هاى تيره ، دلير و چيره است . در مصر هم با قونسول‌هاى خارجه كمال مواحدت را دارد . اغلب اشخاص فرنگى و ارمنى را دخيل كار ولايت و نوكر كرده است مثلا جنرال قونسول‌ها را از دادن وجه واپور هروقت از مصر به اسكندريه و سويس بروند - هرقدر بروند - معاف كرده است . در اسكندريه ديوان عدليه قرار داده كه از رعاياى دول خارجه هم در آن‌جا هستند كه اگر كسى از خارج به داخل و از داخل به خارج كارى داشته باشد به اطلاع آن‌ها و اجزاى ديوانخانه دادرسى بشود [ تا ]
هامش
( 1 ) ژاپن .