سرحها طول » تا مقدر مالك و الملك قدير چه باشد .
القصه در آن مجلس از دريا ، كشتى و اهرام صحبت شد . گفت : « بهنظر شما چطور آمد . »
گفتم : « در دنيا همهء سياحان و اهل علم و تاريخ هفت بناى عجيب شمردهاند كه يكى اهرام مصر است ، يكى تخت جمشيد فارس است ، يكى ديوار چين است ، گنبد ديانا و منارهء فروس اسكندريه است كه اكنون اين دو خراب است ، بلكه چهار بنا خراب است . از آن هفت عجايب همين سه باقى است . »
گفت : « ما شاء الله خوب استحضار داريد . »
ميرزا احمد خان گفت : « فلانى صاحب تأليف و تصنيف است . »
توفيق پاشا گفت : « شاهزادگى را به علم زينت دادهاند . »
به قدر نيم ساعت مجلس طول كشيد . وقت برگشتن تاريك بود . چراغهاى گاز در بعضى كوچهها روشن شده بود . قلعهء محكمى در عرض راه مشاهده شد كه چهار برج داشت .
حسن پاشا گفت : « قلعهء بيبرس 75 است . »
اين بيبرس از غلامان ترك است كه بعد از زوال دولت بنى ايوب 76 ، مصر و شامات را صاحب شدند ، و هو ركن الدين ابو لفتح بيبرس الصالحى النجمى البندق دارى - مملوك ايدكين بندقدارى صالحى بود - احمد بن خلكان در آخر كتاب وفيات الاعيان اسم او را ذكر كرده ؛ در ذى القعده سنهء ششصد و پنجاه و هشت حاكم مصر و شامات شد . او را ملك الظاهر لقب دادند و در اواخر محرم الحرام سنهء ششصد و هفتاد و شش در دمشق وفات يافت .
اين سلطان چهارم از غلامان ترك [ است ] كه در مصر سلطان شده . عجب است ، از به دو ظهور اسلام در مصر و اسكندريه تاكنون كه قريب هزار و سيصد سال است هيچوقت يك نفر از اهل مصر و اسكندريه در اين ولايت حكومت نداشتهاند و هميشه غربا اختيار و اقتدار داشتهاند .
از آن زمان تابهحال نيز رعاياى مصر قرين مذلت هستند و « ضربت عليهم الذلة و المسكنة » در حق اهالى مصر است .
اگر كسى در تاريخ غلامان ترك و چراكسه 77 ملاحظه نمايد ، مىداند كه كى بودهاند و چه شدهاند . هرقدر اهالى اين ولايت ذليل بودهاند بهخلاف حكام آنها هميشه متشخص و معتبر بودهاند . يكى فرعون است كه لاف خدايى زده است و چون رعيت اين ولايت به خدايى فرعون تمكين داشتهاند خداوند عز و جل آنها را ذليل حكام كرده كه در اين مدت متمادى به انواع زحمت و تنكيل و خوارى و تحميل گرفتار بوده و خواهند بود .
روز چهارشنبه دويم ذى القعده :
بعدازظهرى حسن پاشا اصرار كرد كه خديو به من گفته : « شاهزاده هرجا به ميل خود تشريف بردهاند تماشا كردهاند ، به مكتبخانهء علمى به خواهش من مخصوصا تشريف ببرند . »
چون زيارت رأس الحسين عليه السلام نرفته بودم ، گفتم : « آنجا انسب است . »
ميرزا احمد خان به مشاراليه گفت : « احتمال دارد كه امروز خديو به بازديد بيايند . »