تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه فرهاد ميرزا ( فارسى ) — صفحة 104

مساهمون:

ص١٠٤
انگريز « 1 » اين كارخانه بر همهء كارخانه‌هاى ديگر مزيت و رجحان دارد . تمام كارخانه‌هاى مصر در محلهء بولاق است كه در كنار نيل واقع شده است . به جهت آب نيل كه به ماشين ساخته‌اند ناچار بايد در كنار آب باشد . از پوست درخت موز و از علق حلفه نيز كاغذ ساخته‌اند . حالا ولايت مصر هيچ محتاج به كاغذ خارج نيست سهل است به ولايت ديگر هم از اين كاغذهاى بسيار خوب مىبرند . بولاق را اكنون با « قاف » مىنويسند صحيح آن با « غين » است كه در تركى به معنى چشمه است . چون اين محل در كنار نيل است و آب‌ها را از آن‌جا ، قديم به دولاب مىكشيده‌اند و اكنون به ماشين است از آن‌جهت محلهء بولاغ گفته‌اند . در تركى « غين » و « قاف » به يكديگر بدل مىشوند . امروز دو ساعت به غروب مانده در خيابانى كه به باغ « شبرى » مىرود و جلوسراى نزهت است چون يكشنبه بود از اهل اروپا و غيره البته دو هزار كالسكه در سير و تفرج بودند كه مىآمدند و مىرفتند . خاقانى در تحفة العراقين گفته :
« بر مصر نقطه نهى مُضر است * زير نقطى هزار سر است
آن حرف كه انتهاى شام است * خود اول مصر از او تمام است »
اگر در اين زمان [ خاقانى ] زنده بود و به مصر مىآمد معذرت مىخواست و بر چهرهء نيل مغفرت مىكشيد و شام شوم را بر مصر علوم ترجيح نمىداد . در اين زمان جمعيت مصر از غريب و بومى تقريبا پانصد هزار مىشود . كوچه‌هاى قديم مصر بسيار تنگ و بسيار مرتفع ، يعنى چند طبقه روى هم است . از اين غرفه به آن غرفه [ كه ] در طرف ديگر كوچه است مىتوان جست و كرد و اگر دو نفر دست دراز كنند و به يكديگر چيز بدهند ممكن است . جهت آن‌چنان گفتند كه ، در تابستان كم‌تر آفتاب بتابد و هوا به جهت سايه بودن خنك باشد . ولى حبس هوا زيادتر باعث گرمى مىشود . اين كوچه‌ها و غرفه‌هاى نزديك را كه ديدم دانستم كه شهادت « ابو بكره » معنى داشته . هميشه خيال مىكردم كه از اين غرفه به غرفه‌اى ديگر ملاحظه كردن و در محضر اعيان مهاجر و انصار شهادت دادن كار سهل نبوده . پس از آن‌كه كوچه‌هاى تنگ مصر را ديدم مثل آن است كه در يك اطاق واقع شده باشد . مختصر اين قصه آن است كه : مغيرة بن شعبه ثقفى در بصره از جانب عمر بن خطاب امارت داشت . روزى در نصف النهار در كوچه به جايى مىرفت ، ابو بكره در راه او را ملاقات كرد ، پرسيد : « امير كجا مىرود ؟ » گفت : « حاجتى دارم . » گفت : « ان الامير يزار و لا يزور به هواى نفس خود به غزاى « 2 » وطر رفت كه با ام جميل درآويزد . » از اتفاقات ، ابو بكره با برادران امى خود نافع ، زياد و شبل بن معبد كه مادر همه ، سميه است در غرفه بودند . مغيره و ام جميل در غرفهء ديگر كه مقابل اين غرفه بود به عيش و طش
هامش
( 1 ) انگليس . ( 2 ) متن : قضاى .
سفرنامه فرهاد ميرزا ( فارسى ) — صفحة 104 | غلام رضا طباطبايى مجد / فرهاد ميرزا