قشنگى در ميان باغ ساخته است . كوه مصنوعى درست كرده است كه مردم به تماشاى آن مىروند . وقتى كه به آنجا رسيدم يادم آمد كه مرحوم وليعهد طاب ثراه ، ميرزا صالح شيرازى را ملامت مىفرمود كه : « در لندن در موزه به تماشاى شتر رفتى كه [ بينى ] شتر لندن چطور است . » من هم با همه كوهستانى كه در ولايت ايران است باز به تماشا رفتم كه ، كوه چطور است . به ارتفاع ده دوازده ذرع سنگهاى معوج و راست و شكسته و درست را مركّب كرده است كه مردم به تماشا بروند ، كه كوه اينطور است .
بعدازظهر حسن پاشا اعلام كرد : « خديو كسالت دارد ، شما به هرجا دلتان بخواهد به تماشا برويد كالسكه حاضر است ، بلكه ، خديو مصر به من فرموده كه خدمت شما عرض كنم كه جاهاى خوب مصر را تماشا كنيد . همهء شاهزادگان فرنگستان مخصوصا به تماشاى مصر مىآيند . »
گفتم : « حالا كه ميل حضرت خديو است ، به هرجا كه خوب است ارائه طريق با شماست . »
لهذا به تماشاى قلعه رفتم كه اصل او از بناهاى قايد جوهر است و سلطان صلاح الدين يوسف به استحكام او كوشيده . در كنار كوه مقطم 69 افتاده و كوه بر آن مشرف است . ولى در استحكام آن قلعه از همه جهت محمد على پاشا به اقصى الغايه كوشيده . ديوارها از سنگتراش مربع مستطيل است . مسجد بسيار عالى در آنجا بنا نهاده كه در سنهء يك هزار و دويست و چهل و سه شروع كرده و در مدت بيست سال به انجام رسانيده . بهنظر من ارتفاع گنبد او از مسجد سلطان سليمان كه در اسلامبول است زيادتر است [ ولى ] مسجد سلطان سليمان وسيعتر و منيعتر است . قبر خود محمد على پاشا است كه تمام شهر مصر در تحت آن قلعه و آن عمارت واقع است . الان همان كوشك به همان فرش و آئينه و زينتى كه در عهد محمد على پاشا بوده باقى است . از اين كوشك هرمان ، كانهما جبلان پيدا است .
در اين قلعه از بناهاى سلطان صلاح الدين يوسف ، چاهى است كه به قدر صد ذرع ، بلكه زيادتر كوه را كندهاند [ تا ] به آب رسيدهاند . مقدار سى فوت قطر آن چاه است . به جهت پايين رفتن گاو دنبال ساختهاند . به چرخ آب مىكشند و منبعى در وسط قرار دادهاند كه در آنجا نيز با گاو آب كشيده در آن منبع مىريزند و از آن منبع به بالا مىكشند . بعضى برآنند كه ، « آنقدر كندهاند كه به نيل رسيدهاند » يعنى از نيل به آنجا راهى قرار دادهاند . اگر به گوارايى نيل نباشد از آن است كه آن [ نيل ] جارى است و اين حكم راكد را دارد . اين آب محض كفايت كار قلعه كيان است كه در ايام تنگى و محاصره سختى نكشند . الحق كار غريبى و اثر عجيبى است كه از آن سلطان به يادگار مانده است .
احوال سلطان صلاح الدين يوسف ، در تاريخ « وفيات الاعيان » مسطور است . بعضى اين را « چاه يوسف » مىدانند - منسوب به حضرت يوسف بن يعقوب عليهما السلام - از تاريخ غفلت دارند . حضرت يوسف در مصر فرعون كه « منف » 70 است تشريف داشت و از آن شهر تا اين
سفرنامه فرهاد ميرزا ( فارسى ) — صفحة 101
مساهمون: غلام رضا طباطبايى مجد
ص١٠١