تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه فرهاد ميرزا ( فارسى ) — صفحة 103

مساهمون:

ص١٠٣
بنيان‌سراى جزيره از ميان رود نيل است . باغ بزرگى دارد كه اقسام وحوش و طيور آن‌جا هست . كوه مصنوعى خوبى [ نيز ] ساخته‌اند . « فريدون بيك افشار ارومى » كه از عهد محمد على پاشا نوكرى مىكند مستحفظ آن عمارت و آن باغ است . از حيوانات آن‌جا حيوانى است كه از آمريكا آورده‌اند . دست خيلى كوتاه دارد و دم دراز . پاى دراز دارد و بچه‌هاى خود را در جلد زير شكم خود پنهان مىكند . خيلى غربت داشت . در ايستادن ، دم او نيز در زمين ممد ايستادن او است . جست‌وخيز دارد . لاك‌پشت‌هاى بزرگ بود . از جنس قرقاول ، مرغ خوبى بود كه سينهء او بنفش تيره و پشت او سفيد منقط بود . دم سفيد دراز داشت ، خيلى مرغ زيبايى بود . شتر صحرايى هم بود كه از هندوستان آورده بودند . چنان مىدانم كه از تبت به هندوستان آورده باشند . در تبت شتر صحرايى هست ولى به بزرگى و بلندى اين شترها نيست . سروكله اين سياه است . [ سراى جزيره ] عمارت بسيار عالى ممتاز دارد . قصر بشك‌داش اسلامبول را تعريف مىكنند به پايه و مايهء اين قصر نمىرسد . از هرجهت امتياز داشت . سنگ‌هاى مرمر ملون سياه و سفيد را بطور كاشىكارى فرش كرده‌اند كه خيلى ممتاز بود . بالاى تپه كه از طرفين به مرتبهء ثانوى مىروند آئينهء بزرگى نصب كرده‌اند كه از پنج ذرع ، ارتفاع او زيادتر به‌نظر رسيد . تقريبا سه ذرع عرض داشت . در اطاق‌ها را كه به يكديگر باز كنى دويست متر فرانسه طول دارد . تماشاى نيل از آن قصر و حركات و سكنات واپورهاى كوچك و زورق‌هاى كشتى خيلى بر جلوهء آن‌جا افزوده ، اگرچه عمارت بشك‌داش اسلامبول هم در كنار بوغاز است فرق اين‌جا با آن‌جا به قدر شيرينى آب نيل و آب‌شور دريا است . از آن‌جا به آنتيك كه در محلهء بولاق است رفتيم . اشكال و صور قديمه را از هرجا آورده‌اند و جمع كرده‌اند . يكى از مرده‌هاى قديم را كه به موميايى ، پا و اجزاى ديگر بدن آن‌ها را حفظ كرده‌اند [ ديديم ] . پاى يكى پيدا بود كه ناخن‌ها به همان حالت مانده بود . وقت تشريف‌فرمايى اعليحضرت سلطان عبد العزيز خان به مصر [ كه ] در سنهء يك هزار و دويست و هفتاد و نه هجرى تشريف آورده [ بودند ] پاى آن مرده را به جهت تماشاى سلطان باز كرده‌اند [ و ] ديگر نبسته‌اند . يك گاو از سنگ سياه تراشيده‌اند و در جنب او شكل مردى و شكل زنى بود . اين سه صورت برحسب سنگ و تراش و صنعت چيز خوبى بود . بعضى صورت‌ها بود كه آن شخص مستحفظ مىگفت : « تاريخ اين ، شش هزار سال است . تاريخ اين ، پنج هزار سال است . » به زبان فرانسه ، يكىيكى را ضبط كرده‌اند و روى اغلب اشياء به عدد هندسهء فرنگى علامت گذاشته‌اند . بايد در آن فهرست ، شرح حال او باشد . از اين‌جا به چاپخانه و كاغذگرخانه رفتيم . حسن بيك ناظر كاغذگرخانه ، خودش به فرنگستان رفته و آن‌جا ياد گرفته است . همهء آن‌ها را خودش در مصر به انجام رسانيده است . هشتاد هزار ليره خرج اين كارخانه شده . قطعهء عربى هم گفته‌اند كه از دولت عزيز عير از
سفرنامه فرهاد ميرزا ( فارسى ) — صفحة 103 | غلام رضا طباطبايى مجد / فرهاد ميرزا