تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفرنامه فرخ خان امين الدوله ( مخزن الوقايع ) ( فارسى ) — صفحة 417

مساهمون:

ص٤١٧
حرف مىزند . ما را به انسانيت كامل پذيرائى نمود ، و در آن بوقاز زياده به كار ما آمد . سايرين از پاشايان و اهل قلم كه ملاحظه شدند همه نادان و برى از علم و هنر بودند .

توپ بغدادگيرى

از يك دروازهء بىقراول كه سمت دريا بود وارد سنگرها شديم كه بيست و چهار عرّادهء توپ داشت . سنگرها عموما از سنگ و يك سنگر قوپوز مثل قاعدهء دولت پ روس ترتيب داده بودند كه از سنگرها توپها بيرون آمده بودند . و ده عرّادهء توپ در آنجا مشاهده افتاد كه هركدام سه ذرع و نيم الى چهار ذرع طول دارد و گلوله‌هاى اين توپها از مرمر است و عوض اينكه اين توپها را در سنگرها نصب كنند در جلو سنگرها در خاكريز در توى ديوار نصب نموده‌اند ، و گشادى مزغل آنها يك ذرع و يك چارك است ، و با نهايت كثافت و بدى آنها را نگهدارى نموده‌اند ، و يكى از اين توپها لقب بغدادگيرى دارد كه از قرار تقرير اهالى آنجا بغداد را با آن توپ گرفته‌اند : بيست و پنج حقّهء باروت مىبرد و پنجاه نفر توپچى لازم دارد . از قرارى كه من فهميدم اين توپ هيچ به كار نمىخورد مگر براى تماشا كه چيز غريبه است ، و براى آن عصرى كه ساخته شده بوده است تازگى داشته است ، ليكن حالا بهيچ‌وجه به مصرف نمىآيد . عثمانيها كه چندين مدتها است در عقب هستند باز خيال مىكنند كه آن توپها دردانل را نگاه مىدارند . وقتى كه به آن توپها نگاه مىكرديم پاشا خيال مىنمود كه قطعا اين توپ چيز قطعه [ اى است ] و ما مىخواهيم از روى آن توپى بسازيم . در سنگرهاى مشرقى آن قلعه پنجاه و چهار توپ و در دم درب قلعه نيز موازى سى توپ بىتكر « 1 » گذاشته شده ، و دور
هامش
( 1 ) - تكر بر وزن مگر در تركى به معناى چرخ است .