روز حركت است خواهش من اين است كه عصر ، همهء سفارت از شهر قطع علاقه نموده بكشتى آمده شام را در آنجا ميل فرموده قريب بطلوع صبح كشتى روانه خواهد شد . لهذا همهء احمال و اثقال را بكشتى كشيده دو ساعت بغروب مانده از شهر روانهء كشتى شديم . باز در هنگام حركت از شهر كالسكههاى چند آماده و يك دسته سواره بيرقدار در جلو و مباشر مهام خارجه آنجا نيز با جماعتى از نجبا و معارف تا كشتى همراهى نمودند . نزديك بكشتى در لب دريا فوجى صف زده بناى طبل و موزيكان زدن گذاشتند ، و ازدحامى از زن و مرد بتماشا ايستاده بودند ، و از كشتى نيز توپهاى احترام خالى كردند ، تا اينكه وارد كشتى شده صرف چائى و شام نموده عاليجاهان ميرزا علينقى و مسيو بيبرستن وداع از سفارت كرده مراجعت به شهر و ما هنگام طلوع صبح از مارسيل حركت و بسوى اسلامبول روانه شديم .
تا سه روز روى دريا آرام و با كمال آسودگى حركت بود . بعد از سه روز باد برخاست دو روز ديگر با تلاطم آب حركت كرديم و همه ناخوش و محروم از خوروخواب بوديم . روز ششم در جزاير يونان بطورى طوفان گرديد كه صاحبمنصبان كشتى حركت را محل خطر ديدند ، پناه بدامنهء كوهى كشيده لنگر توقف انداختند . يك روز و دو شب در آنجا مانده باد آرام گرفت و به آسودگى روانه گرديده وارد رودخانهء داردانل « 1 » شديم . چون در آنجاها بعضى تنگهها هست كه مسافت رودخانه سيصد و چهارصد قدم و ميان رودخانه بعضى جا سنگستان است تا آدم بلد همراه نباشد با كمال صعوبت عبور كشتيها مىشود ، لهذا در اول
هامش
( 1 ) - ظاهرا مراد بغاز داردانل است .